روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣ - ترجمه
عوراتهم فانّ من اتّبع عورات اخيه المسلم اتّبع اللّه[١٤-پ]عوراته حتّى يفضحه و لو وسط رحله، گفت:غيبت مسلمانان مكنيد[١٤-پ]و دنبال عيب و عوار ايشان مروى [١]كه هركس كه دنبال عورت كسى دارد خداى تعالى دنبال عورت او دارد تا رسوا كند او را و اگر همه در خانۀ او باشد.و ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:
ايّاكم و الظن،فانّ الظن اكذب الحديث و لا تجسّسوا و لا تنافسوا و لا تحاسدوا و لا تدابروا و كونوا عباد اللّه اخوانا، گفت:بر شما باد كه گمان نبرى كه گمان دروغتر حديثى است و تجسّس نكنيد [٢]و بناز نكنى [٣]و حسد نبرى و پشت بر يكديگر نكنيد [٤]،به معنى خذلان.و اى بندگان [٥]همچو برادران باشى.
عبد الرّحمن عوف گفت شبى با عمر خطّاب [٦]به عسس مىگرديديم [٧].به در سرايى رسيديم.روشنايى چراغ [٨]بود آنجا و آوازى از [٩]سراى مىآمد.عمر گفت:اين سراى كيست؟من گفتم:سراى ربيعة بن اميّة بن خلف [١٠]و به خمر مشغولند و لكن خطا ما كرديم كه تجسّس كرديم [١١]و خداى ما نهى كرد از اين.
عمر گفت:راست گفتى [١٢]و برگشت.
ابو قلابه گفت:ابو محجن الثقفيّ خمر مىخورد او و اصحابش [١٣].عمر آنجا بگذشت [١٤]،تجسّس كرد واقف شد برآن.در [١٥]سراى شد.ابو محجن حاضر بود با يك مرد.گفت:يا اميرالمؤمنين [١٦]خطا كردى.گفت:چه خطا
[١] .آد،گا:مداريد.
[٢] .آد،گا:مكنيد.
[٣] .آج:منافسه،آد،گا:مناقشه.
[٤] .آج،آد،گا:مكنيد.
[٥] .آد،گا:با بندگان خدا.
[٦] .آد،كا،گا+در مدينه.
[٧] .آد،گا:به عسسى مىگرديديم.
[٨] .آد،گا:روشنى چراغ مىنمود.
[٩] .آج+آن.
[١٠] .گا+است.
[١١] .گا:نموديم از اين.
[١٢] .كا:مىگويى.
[١٣] .آد،گا:ابو محجن الثقفى و اصحابش خمر مىخوردند.
[١٤] .اساس:بگزشت.
[١٥] .آد،گا+آن.
[١٦] .آج:يا عمر.