روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
كه،علامتى پديد آرد كه از و بدانند،چنان كه گويند:عيناك تشهدان بسهرك.و اين وجوه مفصل گفتهايم در سورت يس.
وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ ،مجاهد گفت:«تتقون»،يعنى شما نمىترسيدى كه اعضا [١]بر شما گواهى دهند.و قيل:«تظنون»،شما پنداشتى.سدى گفت:و ما كنتم تستترون في الدنيا بترك المعاصى،شما در دار دنيا خود را پوشيده نداشتى به ترك معصيت ازآنكه گواهى دهد بر شما [٢]گوشها و چشمهاى [٣]شما.گفتند:آيت در حق سه كس آمد از كافران كه با هم سرى مىگفتند،آنگه گفتند:چنان دانى كه خداى سر ما مىشنود.فراء گفت:معنى آن است،شما گمان نبردى كه اعضايتان گواهى دهد بر شما به معصيت تا مستتر شدى به آن به ترك آن. وَ لٰكِنْ ظَنَنْتُمْ ،و لكن گمان بردى كه خداى تعالى بسيارى از آنچه[١٥٧-پ]شما مىكنى نداند.
عبد الله بن مسعود گفت:من يك روز به استار كعبه خويشتن [٤]پوشيده بودم،سه كس بيامدند:دو از قريش و يكى از ثقيف [٥].اما قريشيان،ربيعه بود و صفوان اميه، و اما ثقفى عبد يا ليل بود و با يكديگر در حديث رفتند [٦]،آنگه يكى از ايشان گفت:
چه گويى خداى شنود اين كه ما مىگوييم؟يكى گفت:اگر بلند گوييم بشنود،و اگر بلند نگوييم نشنود.يكى گفت:اگر بلند بشنود،نرم هم شنود [٧].من بيامدم و رسول را خبر دادم از گفتار ايشان،خداى تعالى اين آيت فرستاد وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُكُمْ -الآيتان.
شعبى روايت كند از انس مالك كه،يك روز رسول-عليه السلام-بخنديد چنان كه دندانهايش پديد آمد،آنگه گفت:نگويى [٨]تا چرا خنديدم؟گفتند:بگوى يا رسول الله!تا چرا خنديدى؟گفت:تعجب از مخاتلت [٩]بندۀ كافر با خداى تعالى! روز قيامت خداى را گويد:بار خدايا!نه وعده دادهاى [١٠]كه بر من ظلم نكنى؟حقتعالى گويد:بلى.گويد:من گواه نخواهم كه بر من گواهى دهد الا از من.حق
[١] .ما،گا،لا،آد،افزوده:شما.
[٢] .گا،آد،افزوده:اعضاى شما.
[٣] .گا،آد،افزوده:و پوستها.
[٤] .گا،لا،افزوده:را،آد:خود را.
[٥] .گا،آد:بنى ثقيف.
[٦] .ما:آمدند.
[٧] .ما:اگر بلند گوييم بشنود و اگر نرم گوييم هم بشنود.
[٨] .آب،بگويى،آج:بگوييد.
[٩] .ما:مباحثه.
[١٠] .آج،ما:تو وعده كردى.