روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
به«نون»مفتوح و ضم«شين»على اضافة الفعل الى الله على سبيل التعظيم.و«اعداء الله»،منصوب به وقوع الحشر عليه،و ديگر قراء«يحشر»خواندند به«يا»مضموم و فتح«شين»،على الفعل المجهول. أَعْدٰاءُ اللّٰهِ ،مرفوع على اسناد الفعل اليه،گفت:
آن روز كه دشمنان خداى را جمع كنيم-يا جمع كنند-سوى دوزخ، فَهُمْ يُوزَعُونَ ، اى،يدفعون اليها و يكفون،من الوزع،و هو الكف،ايشان را دفع كنند و با دوزخ رانند.و منه قول الحسن:لا بد للناس من وزعة،جمع وازع،اى،كففة.مردم را از رئيسى مانع بنگزيرد كه منع كند ايشان را،يعنى ايشان را به دوزخ برند و رها نكنند ايشان را كه ازآنجا بيرون آيند.و«ايزاع»،كه الهام است،هم از اين بناست،و منه قوله:... رَبِّ أَوْزِعْنِي [١]...،اى،اجعل لى وازعا مانعا من لطفك يزعنى عن المعاصى.
حَتّٰى إِذٰا مٰا جٰاؤُهٰا ،«ما»زيادت است،تا آنگاه كه اين كافران به دوزخ رسند.
شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ ،گوشها و چشمهاى ايشان و پوست اندام[١٥٧-ر] ايشان،بر ايشان گواهى دهند به آنچه كرده باشند.
سدى و جماعتى مفسران گفتند:مراد به«جلود»،فروج است،و اين كنايت است از آن.و انشد لعامر بن جرير:
المرء يسعى للسلامة،و السلامة ما تحسه
او سالم من قد تثنى جلده و ابيض رأسه
اراد بالجلد،الفرج.
وَ قٰالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنٰا ،آن كافران گويند پوستهاى خود را يا فروج [٢]!چرا بر ما گواهى دادى؟ايشان گويند: أَنْطَقَنَا اللّٰهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ، ما را به سخن آورد آن خداى كه همه چيز را او را به سخن آرد. وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ،و او آفريد شما را نخست بار و مرجع و بازگشت شما با اوست.و [٣]در نطق جوارح و وجه آن سه قول گفتند:
يكى،آنكه خداى تعالى آن را مبنى كند بنيت [٤]دهن و كام و زبان تا سخن گويد.ديگر آنكه،كلام خود را در او آفريند [٥]و اضافت كند با او بر مجاز.سيم آن
[١] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ١٩ و سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ١٥.
[٢] .آج،ما،گا،آد،افزوده:خود را.
[٣] .گا،آد:اما.
[٤] .آب:نيت،آج:نيت،گا،لا،آد:به بنيه.
[٥] .كذا در نسخه اساس و آب،كه به دو صورت قابل توجيه است:دراوا در او،آفريند/آفريند.