روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٢ - ترجمه
يعنى مال مكتسب ايشان،و گفتند:مصدرى است يعنى كسبهم.
فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ، چون پيغامبران ايشان به ايشان [١]آمدند با حجتها، فَرِحُوا بِمٰا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ، خرم شدند به آن علم كه به نزديك ايشان بود.
مجاهد گفت:آن اعتقاد جهل بود كه ايشان كرده بودند كه ما به از ايشانايم و ما به از ايشان دانيم،و ما را بعث و نشور و حساب و عقاب نخواهد بودن.و اعتقاد كردند كه اين اعتقاد علم است.آنگه آن را بر سبيل مجاز علم خواند،چنان كه گفت: ...حُجَّتُهُمْ دٰاحِضَةٌ [٢]... اى،شبهتهم،و قوله: ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ [٣]، اى،عند نفسك و في اعتقادك.
و گفتند:بطر گرفت[١٤٨-پ]ايشان را به آنچه در گمان ايشان علم بود.
ضحاك گفت:معنى آن است كه،راضى شدند به شرك و آنچه داشتند از عقيدت باطل.بعضى ديگر مفسران گفتند:اين فرح راجع است با رسولان.و در كلام محذوفى هست و آن آن است [٤]:(فلما جاءتهم رسلهم بالبينات كفروا بهم فوعد الله الرسل باهلاكهم فعلموا [٥]ذلك و فرحوا بما عندهم من العلم باهلاك قومهم.) وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا كٰانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ، و به ايشان رسيد آنچه به آن استهزا مىكردند از وعدۀ عذاب.و در اين وجه تعسفى هست،لما فيه من حذف ما لا دلالة في الكلام على حذفه،و لولاه لكان وجها لطيفا.
فَلَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا، چون كافران[عذاب] [٦]ما بديدند، قٰالُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ، گفتند:ايمان آورديم به يك خداى و كافر شديم به آنچه شرك مىآورديم به آن، يعنى به بتان كافر شديم.و نصب«وحده»،بر مصدرى است محذوف الزوائد،كه كلام بر او دليل مىكند،لا من لفظ الفعل،و التقدير في قوله«آمنا»اى،وجدناه توحيدا.ثم حذف الفعل و اضاف المصدر الى الفاعل،كوعد اللّٰه و كتاب اللّٰه و صبغة اللّٰه.
فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمٰانُهُمْ لَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا، ايشان را ايمان سود نداشت چون عذاب ما به ايشان آمد،براى آنكه عند نزول عذاب و معاينت عذاب ملجأ [٧]شدند و ايمانى
[١] .آج:با ايشان.
[٢] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ١٦.
[٣] .سورۀ دخان(٤٤)آيۀ ٤٩.
[٤] .گا،آد،افزوده:كه.
[٥] .آج،ما:فعملوا.
[٦] .در اساس با قلمى متفاوت از متن افزوده شده است.
[٧] .لا،افزوده:و مضطر.