روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
يكديگر دوست شوند.و خداى تعالى آفات موذيات بردارد تا اگر كسى دست در دهن مار كند،گزند نكند او را،و شير،اگر كودكى تعرض او كند،گزندش نكند،و در ميان[١٤٣-پ]شتر [١]همچنان گردد كه سگ،و گرگ در ميان گوسپندان همچنان نگاهبانى كند كه سگ.و زمين جمله اسلام [٢]باشد و كفر ناچيز شود،ملك نباشد الا مسلمانان را.و زمين همچون طشتى [٣]رخام شود و نبات هم برآن حد رويد كه در عهد آدم.و چندانى بركت باشد كه از نارى [٤]چند كس بخورند،و بر اين جمله در اين خبر شرح داديم [٥]هم آن است كه در اخبار ما آمد كه در عهد صاحب الزمان،و على الخصوص حديث امام صالح و تصديق آن،في قوله: ...أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ الصّٰالِحُونَ [٦].
و آنكه عيسى در قفاى او نماز كند نشايد كه باشد الا امام معصوم.و لكن عجب از گروهى كه اين خبث و شرارت از دجال روا دارند و روا ندارند كه امامى از اهل- البيت رسول كه او را بكشد و قهر كند،و روا دارند كه عيسى منسوخ شريعت بيايد و در شرع رسول حكم كند،و از فرزندان او يكى را روا ندارند.و اين سيرت و عدل آشكارا موافق آن است كه،رسول-عليه السلام-گفت:
لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول اللّٰه ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدي يواطئ،اسمه اسمي و كنيته كنيتي يملأ طباق [٧]الارض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما. شعبى گفت:كنيت دجال«ابو يوسف»باشد.
وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَعْمىٰ وَ الْبَصِيرُ، بر سبيل مثل گفت:نابينا و بينا راست نباشد [٨]و مؤمنان با كافران بدكردار نيز راست نباشد.آنگه گفت: قَلِيلاً مٰا تَتَذَكَّرُونَ، كم انديشه مىكنند اين كافران اين حديث را.و«ما»مصدريه است،اى قليلا يذكرهم [٩].و شايد كه زيادت بود و تقدير آن بود كه:تتذكرون تذكرا قليلا.[١٤٤-ر] آنگه مراد آن باشد كه:لا يتذكرون قليلا و لا كثيرا،چنان كه گويند:قل ما رأيت
[١] .گا،آد:مردم شير،لا:شير.
[٢] .ما،افزوده:را.
[٣] .لا:،طبقى.
[٤] .گا،آد:نانى چند كس سير.
[٥] .لا:و فىالجمله اينهمه كه در اين خبر شرح داد،آد:داد.
[٦] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ١٠٥.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:ندارد.
[٨] .گا،آد:يكسان نباشند.
[٩] .گا،لا،آد:تذكرهم.