روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥١
آنكه ظفر داد شما را بر ايشان. وَ كٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِيراً ،ابو عمرو به«يا» خواند على المغايبه،و ديگر قراء به«تا»ى خطاب،و خداى به آنچه شما مىكنى بيناست.
خلاف كردند در او:انس گفت هشتاد مرد بود[ند] [١]از اهل مكه كه از كوه فرود آمدند،كوه تنعيم [٢]به قصد رسول و صحابۀ او.رسول بفرمود تا همه را بگرفتند،آنگه آزاد كرد ايشان را.خداى تعالى اين آيت فرستاد.عبد اللّٰه عباس گفت:چهل مرد بودند يا پنجاه،كه قريش ايشان را بفرستادند تا باشد كه فرصتى يابند بر رسول.رسول خبر يافت از ايشان،ايشان را بگرفت آنگه منت نهاد بر ايشان و آزاد كردشان.
عبد اللّٰه معقل [٣]گفت:ما با پيغامبر بوديم در عام الحديبية و رسول-عليه السلام-در زير درخت نشسته بود و شاخى از شاخهاى درخت بر پشت رسول افتاده بود [٤]و من آن شاخ بدست گرفته بودم و اميرالمؤمنين على-عليه السلام-در پيش او نشسته بود و صلحنامه مىنوشت.سى مرد بر آمدند[٣٠١-پ]با سلاح و خاك در روى ما پاشيدن گرفتند [٥].رسول-عليه السلام-بر ايشان دعا كرد،همه كور شدند.ما ايشان را بگرفتيم،رسول-عليه السلام-گفت:رها كنى ايشان را.رها كرديم خداى تعالى اين آيت فرستاد.
مجاهد گفت:رسول-عليه السلام-روى به مكه نهاد براى عمره،صحابۀ او جماعتى را بگرفتند از اهل حرم،رسول ايشان را رها كرد.قتاده گفت:مردى از اصحاب رسول عام الحديبية [٦]بر سر ثنيه [٧]آمد مشركان تيرى بينداختند و او را بكشتند، رسول-عليه السلام-جماعتى را بفرستاد،دوازده كس را از مشركان بگرفتند.رسول -عليه السلام-ايشان را دست بازگرفت [٨].
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ -الآية.راويان اخبار گفتند:
رسول-عليه السلام-عام الحديبية روى به مكه نهاد براى عمره و هفتصد مرد بودند هفتاد شتر براندند [٩]،هريك اشتر [١٠]از ده مرد تا به ذو الحليفة رسيدند احرام گرفتند و
[١] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٢] .آج:شعيم،لا:نعيم.
[٣] .آج،ما،لا،آد:مغفل.
[٤] .ما:به پشت رسول مىآمد.
[٥] .ما:پاشيدند گرفتند.
[٦] .گا،آد:روز حديبيه.
[٧] .گا،لا:پشته،آد،در حاشيه افزوده:ثنيه.
[٨] .آج:جماعتى ديگر را بفرستاد تا دست از ايشان بازگرفتند- ،گا،آد:رها كرد.
[٩] .آج،ما،افزوده:اعنى براى هدى.
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد:شتر.