روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٦ - ترجمه
منها و ما غبر، [١]ما مكه يا حديبيه بگشاديم بر تو اى محمد گشادنى ظاهر تا انداختى [٢]و كارهايى كه دشمنان تو كردند باطل كنيم از كيد و مكر كه در حق تو بعضى كردند و بعضى خواستند كردن.
و اين تأويلى است كه مطابق ظاهر است و موافق ادلت عقل[٢٨٩-پ]در تنزيه انبيا-عليهم السلام-از ذنوب كباير و صغاير،و تعلق لام غرض،فى قوله:
ليغفر لك بما تقدم من الكلام،و الا چه تعلق باشد مغفرت گناه را به فتح مكه و حديبيه و خيبر؟و چگونه غرض تواند بودن در اين معنى؟و بينهما بعد [٣]بعيد.
وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ ،و نيز تا نعمت خود بر تو تمام كند،و نعمتهاى خداى تعالى بر رسول بىحد و اندازه است.اما تمامى آن اين بود كه مكه بگشاد و انداختى كه ايشان كردند باطل كرد [٤]و اتمام نعمت به اين تأويل لا يقتر است از آن [٥]به آمرزش گناه.
بيان ديگر: وَ يَهْدِيَكَ صِرٰاطاً مُسْتَقِيماً ،و تو را هدايت دهد و توفيق [٦]و الطاف به ره راست و ثبات بر دين مسلمانى.و قيل:يهدي بك،گفتند:معنى آن است كه به تو هدايت دهد مسلمانان را به راه راست.و گفتند:هدايت دهد تو را به راه بهشت [٧].
وَ يَنْصُرَكَ اللّٰهُ ،و نيز تا نصرت كند تو را نصرتى و ياريى عزيز و گرانمايه.و قيل:عاليا غالبا،و قيل:معزى [٨]نصرتى قاهر [٩]و نصرتى عزيزكننده.
آنگه ذكر نعمت خود كرد [١٠]بر بندگان،گفت: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ،او آن خداى است كه فرود آورد سكون و طمأنينت در دل مؤمنان به الطافى كه كرد با ايشان كه به آن بر ايمان ثبات كردند،و به نصب ادلت مترادف كه كرد يك [١١]از پس ديگر كه به نظر كردن در آن ثبات كردند بر ايمان، لِيَزْدٰادُوا إِيمٰاناً مَعَ إِيمٰانِهِمْ ،يعنى [١٢]معارف بر معارف بيفزايد ايشان را [١٣].
[١] .گا،آد،افزوده:يعنى.
[٢] .ما:يا انداختنى،گا،آد:انداخته.
[٣] .گا،آد:بون.
[٤] .آج،ما:كردند.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:آنكه.
[٦] .گا،لا،آد:به توفيق.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:و ثواب.
[٨] .آج،ما،گا،آد:معزا.
[٩] .آج،ما:ظاهر،گا،آد:قائم.
[١٠] .آج:گفت.
[١١] .ما،لا:يكى.
[١٢] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:تا.
[١٣] .آج،ما،افزوده:عبد اللّٰه عباس گفت،هر سكينه كه در قرآن هست به معنى طمأنينه است الا آنكه در سورة البقره است.