روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
در اين دعوى راستيگرى [١]يا دروغزن.اگر راستگويى،منزلت تو بيش از آن است كه ما را با تو سخن شاهد [٢]گفتن و سؤال و جواب كردن.و اگر دروغزنى [٣]،ما را روا نباشد كه با تو سخن گوييم.رسول-عليه السلام-از بر ايشان برخاست آيس [٤]، گفت:اكنون يك كار بكنى،اين حال بر من [٥]پوشيده دارى و با كس مگويى تا قوم من بر من دليرتر نشوند.اجابت نكردند و اين سخن افشا كردند و سفيهان [٦]و كودكان را به دنبال او در نهادند تا بانگ به او برآوردند و در قفاى او [٧]به سنگ انداختن و سفاهت [٨]تا او را با ديوار بستى پيختند [٩]از آن عتبه و شيبه-پسران ربيعه.و ايشان آنجا حاضر بودند.سفيهان [١٠]بازگشتند.رسول-عليه السلام-به سايۀ درختى آمد و آنجا بنشست و عتبه و شيبه مىنگريدند و مىديدند آنچه سفيهان مىكردند و مىگفتند:رسول-عليه السلام-سر سوى آسمان كرد و گفت:
اللهم انى اشكو اليك ضعف قوتى و قلة حيلتى و ناصرى و هوانى على الناس يا ارحم الراحمين انت رب المستضعفين و انت ربى الى من تكلني [١١]الى بعيد يتجهمنى او الى عدو ملكته [١٢]امرى،ان لم تكن [١٣]غضبت على فلا ابالى و لكن عافيتك اوسع لى،اعوذ بنور وجهك من ان تنزل [١٤]بى غضبك و تحل [١٥]على سخطك لك العتبى حتى ترضى،لا حول و لا قوة الا بك.
چون پسران ربيعه آن ديدند،رحم و خويشى بجنبيد ايشان را [١٦].غلامى ترسا پيش ايشان ايستاده بود نام او عداس.طبقى انگور برنهادند [١٧]و غلام را گفتند پيش آن مرد بر.عداس [١٨]بيامد[٢٦٥-پ]و آن انگور پيش رسول آورد و بنهاد.رسول-عليه السلام- گفت: بسم الله و دست كرد [١٩]و از آن انگور مىخورد.عداس گفت:اين كلمتى
[١] .آج،ما،گا،آد:راست گويى.
[٢] .آج،گا،ما،آد:شايد.
[٣] .گا،آد:دروغگويى.
[٤] .گا،آد:از پيش ايشان آيس برخواست.
[٥] .گا،آد:حال من.
[٧] [٦] .گا،آد:سفها.
[٨] .آج افزوده:فتادند،ما:افتادند،گا:و بر قفاى او بنهادند.
[٩] .گا افزوده:كردن.
[١٠] .ما:بتاختند،گا،آد:رسانيدند.
[١١] .اساس:يكلنى،به قياس با نسخۀ ما،تصحيح شد.
[١٢] .ما:يملك.
[١٣] .گا،يكن.
[١٤] .آب،آج،ما،گا،آد:ينزل.
[١٥] .آج،ما،گا،آد:يحل.
[١٦] .گا،آد:رحم خويشى در ايشان بجنبيد.
[١٧] .گا،آد:به او دادند،ما:بر نهاد.
[١٨] .گا،آد:غلام.
[١٩] .آب،گا:دراز كرد،در اساس با خطى متفاوت از متن كلمۀ«دراز»افزوده شده است.