روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
عند آن طاعت كند آن را توفيق خوانند و آن لطف كه مكلف عند آن از معاصى امتناع كند،آن را عصمت گويند.و لطف از شرايط حسن تكليف [١]و از حكمت قديم تعالى نكو نباشد كه تكليف كند عارى از لطف،چه غرض او از تكليف تعريض منزلتى است كه به او نتوان رسيد الا به تكليف و آن ثواب ابد است چون داند كه چيزى نيست [٢]كه مكلف را نزديك گرداند به امتثال اوامر و [٣]انتها از مناهى [٤]تا او به [٥]اين منزلت رسد و اگر نكند مؤدى بود با نقض غرض او، [٦]از حكيم تعالى چيزى كه ناقص غرض او باشد نيكو نبود-تعالى [٧]علوا كبيرا] [٨].
يَرْزُقُ مَنْ يَشٰاءُ ،و اين لطف و منافع در روزى ظاهرتر است كه به حسب مصلحت مىرساند به بندگان. وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ،و او قادرى است كه او را عجز در نيايد،و عزيزى كه او را غلبه نتوان كردن.
آنگه گفت: مَنْ كٰانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ ،هركه او كشت و كار آخرت خواهد و اين جا تخم آخرت فگند از ايمان عمل صالح تا او را نفع [٩]ثواب بر دهد به قيامت، ما در كشت [١٠]و كار او بيفزاييم،چنان كه [١١]كشتكننده براى طمع زيادت كشت [١٢]كند.
مفسران[١٨٠-ر]گفتند:اين زيادت[كه گفت: مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا [١٣]...و گفتند:] [١٤]آن است كه گفت: ...كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنٰابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ [١٥]...،گفت:چنان كه در دار دنيا دانهاى به صحرا برى و در زمين افگنى،از يك دانه هفت خوشه برآيد،در هر خوشهاى صد دانه باشد،يكى را هفتصد.اين بازارگانى [١٦]است با من در اين سراى فانى تا عوض هم اين جا [١٧]بستانى.
اگر در سراى فانى با من معاملت كنى تا در سراى باقى بستانى،آن را عدد نبود و در
[١] .گا،لا،آد افزوده:است.
[٢] .گا،لا،آد:هست.
[٣] .لا:او.
[٤] .لا:نواهى.
[٦] [٥] .گا،لا،آد،افزوده:و.
[٧] .لا،افزوده:عن ذلك.
[٨] .عبارات داخل قلاب در اساس و آب نيست،از آج افزوده شد.
[٩] .گا،لا،آد،افزوده:و.
[١٢] [١١] [١٠] .لا:كسب.
[١٣] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٦٠.
[١٤] .اساس و آب ندارد،از آج،افزوده شد.
[١٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٦١.
[١٦] .آج،ما،گا،لا،آد:بازرگانى.
[١٧] .ما:همچنان.