روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨ - ترجمه
،و نامه مهر كرد و رسول را گفت:اين نامه آنگه بدو ده كه مست نباشد،رسول عمر بيامد و نامه بداد.عمر صحابه را گفت:دعايى كنى تا خداى تعالى دلش بگرداند.صحابه دعا كردند مرد نامه بستد و باز كرد و برخواند و گفت:آيتى است در وعده به قبول توبت و غفران گناه،و تهديد عقاب،آن آيت باز مىخواند تا دلش نرم شد و بگريست و توبه كرد و با پيش عمر آمد توبه كرده.عمر گفت:چون برادرتان زلتى كند،تشديد و تقريع [١]او چنين كنى و دعا كنى تا خداى توبت او قبول كند و يار شيطان مباشى بر او.گفت:او خداى است آمرزندۀ گناه و پذيرندۀ توبت و سخت عقوبت و خداوند فضل و احسان كه بازگشت خلق با اوست.
مٰا يُجٰادِلُ فِي آيٰاتِ اللّٰهِ إِلاَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ،گفت:جدل نكند در آيات خداى الا اانان [٢]كه كافر باشند،يعنى آيات خداى را منكر نباشند و در ابطال او خصومت نكنند الا باطلان و كافران. فَلاٰ يَغْرُرْكَ ،تو را مغرور مكناد يا محمد گشتن ايشان در شهرها و امهال ما ايشان را،كه من اگر [٣]امهال كردهام،اهمال نكنم.
أبو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السلام-گفت:جدال در قرآن كفر باشد.
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ،گفت:پيش ايشان قوم نوح،نوح را تكذيب كردند [٤]. وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ ،و آن جماعت [٥]كه از پس ايشان بودند و مجتمع شدند برخلاف انبيا و بر ايشان به عداوت و مخالفت بيرون آمدند. وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ ،و هر امتى قصد كرد پيغامبرش تا بگيرد او را،و براى آن به رسولها نگفت،كه به امت مردان را خواست،رجع الضمير الى المعنى لا الى اللفظ. وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ ،و خصومت كردند تا حق را به آن بباطل كنند و بزايل كنند. فَأَخَذْتُهُمْ ،من بگرفتم ايشان را فَكَيْفَ كٰانَ عِقٰابِ .آنگه بر سبيل تعجب گفت:عقاب من چون بود؟ وَ كَذٰلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ ،گفت:همچنين واجب شد سخن خداى تو يعنى،وعدۀ او به اهلاك و عذاب كافران،كه ايشان اهل دوزخاند.[و گفتند:
معنى آن است كه درست است خبر او از حال كافران به آنكه ايشان اهل
[١] .آب:توفيق،به قياس با نسخۀ گا،تصحيح شد.
[٢] .اانان/آنان.
[٣] .آج،آد:اكرچه.
[٤] .گا،آد:به دروغ داشتند.
[٥] .ما،گا،آد:جماعات.