روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٠
قوله-عز و جل: وَ أُخْرىٰ ،يعنى،و غنيمة اخرى،و قيل:مدينة اخرى.آنگه حقتعالى گفت:و شهرى ديگر يا غنيمتى ديگر كه شما [١]قادر نشدى.و محل او نصب است على قوله:وعدكم الله مغانم و غنيمة اخرى. قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا ،خداى تعالى به آن محيط است.
اين را دو تفسير گفتند:يكى به معنى علم و يكى به معنى قدرت.يقال فلان محيط بكذا اذا كان قادرا عليه[ وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِيطٌ [٢]،اى قادر عليهم،و به معنى علم بيشتر آمده است] [٣]و منه قوله: ...أَحٰاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً [٤]،و قوله: ...أَحَطْتُ بِمٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ [٥]... ،و در آيت هر دو محتمل است.يكى آنكه محيط است به آن،در حوذ [٦]و حفظ مىدارد تا بگشايد براى شما.و به معنى علم، عبد الله عباس گفت:معنى آن است كه خداى داند كه نخواهد گشاد براى شما.
خلاف كردند در آنكه آن شهر كدام است:عبد الله عباس گفت و ابن ابى ليلى و حسن و مقاتل:پارس است و روم.ضحاك و ابن زيد و ابن اسحاق [٧]گفتند:خيبر است كه خداى تعالى وعده داد رسول را،و ايشان را خود در تمنا نبود.قتاده گفت:
مكه است.[٣٠١-ر]عكرمه گفت:حنين است.مجاهد گفت:هر فتحى كه خواهد بود تا به قيامت.
وَ لَوْ قٰاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ،اگر با شما قتال كنند كافران بنى اسد و غطفان، لَوَلَّوُا الْأَدْبٰارَ ،پشت بر كنند و بازنايستند.قتاده گفت:كافران قريشاند. ثُمَّ لاٰ يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لاٰ نَصِيراً ،آنگه يارى و ياورى نيابند كه ايشان را يارى كند.
سُنَّةَ ،اى مثل سنة الله،يعنى،خداى تعالى شما را نصرت كرد چنان كه كردست آنان را كه پيش شما [٨]بودند بر عادت و سنت او از نصرت [٩]اوليا و قهر اعدا.
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِيلاً ،و سنت خداى را تبديل و تغيير نبود.
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ -الآية.گفت:او آن خداى است كه بازداشت دستهاى ايشان از شما و دستهاى شما از ايشان به زمين مكه،و آن حديبيه بود پس از
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:برآن.
[٢] .سورۀ بروج(٨٥)آيۀ ٢٠.
[٣] .اساس و آب:ندارد،از آج افزوده شد.
[٤] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ١٣.
[٥] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٢٢.
[٦] .آج،ما،گا،آد:حرز،لا:حوز.
[٧] .آج،ما:ابن ابى اسحاق.
[٨] .گا،لا،آد:پيش از شما.
[٩] .ما،لا:نصر.