روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
تعبير اين خواب آن است كه تو زن اين ملك باشى،محمد.او تپنچهاى [١]بر روى خود زد و جزع كرد و گفت:اين چه حديث است!چنان كه آنگه هنوز كه او را پيش رسول آوردند اثر آن تپنچه [٢]بر روى او مانده بود و شوهر او را كنانة بن ابى الربيع پيش رسول آوردند،و او صاحب كنز حصن بنى النضير [٣]بود.رسول او را گفت:اين مالها و كنزها كه در دست تو است بيار.انكار كرد و هيچ مقر نيامد جهودى گفت:من ديدمى اين را كه در فلان خر به [٤]آمد و شد بسيار كردى.رسول-عليه السلام-گفت:
آنچه دارى بيار و الا اگر ما چيزى بيابيم از آنچه در حرز [٥]تو بوده باشد،تو را بفرمايم كشتن.گفت:رواست.بفرمود تا آن خر [٦]به بشكافتند [٧]و ازآنجا بسيار مال برگرفتند،و رسول از او ديگر خواست خبر نداد،رسول او را به زبير داد.گفت:اين را عذاب كن تا بگويد زبير او را عذاب مىكرد و او هيچ مقر نيامد.آنگه او را به محمد بن مسلمه داد گفت:اين را بستان و به عوض برادرت محمود بن مسلمه بكش، و او را در قتال حصن ناعم [٨]كشته بودند به سنگى كه از حصن بر او افگندند و آن اول حصنى بود كه بگشادند [٩]از حصون خيبر.
اهل فدك چون بشنيدند خبر حصنها و احوال [١٠]آن،به زينهار آمدند و حصن خود بسپاردند و قرار دادند كه بعضى از مال خود ببرند و جايگاه و حصن و املاك به رسول دهند و رسول ايشان را نكشد.رسول با ايشان برآن قرار داد[٢٩٩-ر]اهل خيبر نيز [١١]شفاعت كردند تا نيمۀ مال با ايشان دهند از آنچه در حصن مانده بود و آنجا مقام كنند چندان كه رسول خواهد،چون نخواهد جايگاه بگذارند و بروند.
زمين خيبر فيء مسلمانان بود و زمين فدك خاص رسول را بود،-عليه السلام- براى آنكه خيبر به تيغ ستده بود [١٢]و فدك [١٣]بسپارده بودند،
لم يوجف عليها بخيل و لا ركاب.
[١] .آج،گا:طپانچه.
[٢] .آج،گا،لا:طپانچه.
[٣] .اساس:النظير،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٤] .ما:خزينه،گا،آد:خرابه.
[٥] .گا،لا در خور،آد:در خورد.
[٦] .گا،آد:خرابه.
[٧] .ما:بگشادند.
[٨] .اساس:با عمر،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٩] .گا،آد:بشكافتند.
[١٠] .گا،آد:احوالها بدانستند.
[١١] .گا،آد،افزوده:اين.
[١٢] .گا،آد:ستاده بودند.
[١٣] .گا،آد،افزوده:خود.