روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه
چون رسول-عليه السلام-از غزات [١]و قسمت غنايم فارغ شد زينب بنت الحارث زن سلام بن مشكم [٢]بفرمود تا گوسپندى بكشتند و بريان كردند و آن را زهرآلود كرد و پرسيد كه رسول-عليه السلام-از بريان چه دوستر [٣]دارد؟گفتند:ذراعش.آن را زهر بيشتر در ماليد [٤]و به هديه پيش رسول آورد.و در آنوقت بشر بن البراء بن معرور پيش رسول حاضر بود رسول دست دراز كرد و ذراع او بگرفت و لقمهاى در دهن [٥]نهاد [٦]و بخاييد و [٧]فرونبرد [٨]و بشر لقمهاى در دهن [٩]نهاد و [١٠]فروبرد.رسول-عليه السلام-لقمه از دهن بگرفت و بينداخت و گفت:اين عضو مرا مىگويد:مخور مرا كه زهرآلودم.
و روايت ديگر آن است كه به آواز آمد و گفت:
لا تأكلنى يا رسول الله فانى مسموم.
رسول لقمه از دهن بگرفت و بينداخت و زنك جهود را حاضر كرد و او را از آن بپرسيد.مقر آمد [١١]،گفت:چرا كردى؟گفت:امتحان تو كردم،گفتم اگر پيغامبرى تو را نگزايد [١٢]و اگر پادشاهى ما و ديگران از دست تو برهيم.رسول-عليه السلام-او را رها كرد و بشر از آن يك لقمه [١٣]بمرد.
و [١٤]چون رسول-عليه السلام-بيمار شد،آن بيمارى كه از او [١٥]پيش خداى شد، مادر بشر در پيش او شد به پرسيدن [١٦]،گفت:
يا ام بشر ما زالت اكلة خيبر [١٧]التى اكلت مع ابنك تعاودنى [١٨]فهذا اوان قطعت ابهرى. گفت،آن يك لقمه كه با پسرت به خيبر خوردم هروقت معاودت مىكرد [١٩]با من اكنون وقت آن است كه رگ من بگسست [٢٠].از اين جا بعضى مسلمانان گفتند:[٢٩٩-پ]رسول-عليه السلام- شهيد رفت [٢١].
[١] .آج:غزا.
[٢] .آد:بشكم.
[٣] .آج،آد:دوستتر.
[٤] .آج،آد:بيشتر ماليد،گا:پاشيد.
[٩] [٥] .آج،گا:دهان.
[٦] .آد:گذاشت.
[٧] .گا،آد:اما.
[٨] .ما:فروبرد.
[١٠] .گا،آد،افزوده:و بخاييد.
[١١] .ما:مقر شد.
[١٢] .گا،آد:الم نرساند.
[١٣] .آج،افزوده:رنجور شد و.
[١٤] .آج،ما،گا،لا،آد:و گفتند.
[١٥] .گا،آد:كه با آن،لا:كه در آن.
[١٦] .آج،ما:ما در بشر به عيادت او شد،گا،آد:مادر بشر به پرسيدن نزد رسول رفت.
[١٧] .اساس:حيبة،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[١٨] .گا:تفادنى.
[١٩] .گا:هروقت به دل من مىرسيد.
[٢٠] .آد:ر گ دل من بگسلاند.
[٢١] .ما:شد.