روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
ان [١]حماى [٢]كالحمى [٣]لا يقرب اميرالمؤمنين [٤]پيش او شد و به جواب او مىگفت:
انا الذي سمتنى امى حيدرة
عبل [٥]الذراعين شديد القصرة [٦]
ليث لغابات شديد قسورة
اكيلكم [٧]بالسيف كيل السندرة
و يكدو ضربت ميان ايشان مختلف شد.آنگه اميرالمؤمنين [٨]تيغ در بالا [٩]برد و بزد آن هر دو مغفر ببرد [١٠]:يكى از سنگ،يكى از آهن،و سر و روى و كام و دهن او ببرد [١١]تا تيغ در دهن و دندانهاى او افتاد و او بيفتاد مرده [١٢].
و در خبر هست كه چون اميرالمؤمنين -عليه السلام-گفت:من علىام پسر ابو طالب،حبرى از احبار ايشان گفت:غلبتم[٢٩٧-ر]و ما انزل على موسى، مغلوب شدى [١٣]به آن خداى كه تورات بر موسى [١٤]فروفرستاد [١٥]،چون اميرالمؤمنين مرحب را بكشت ترسى در دل ايشان افتاد كه نتوانستند بر جاى بايستادن [١٦]در حصن گريختند و در استوار كردند.اميرالمؤمنين به در حصن آمد و حلقه به دست [١٧]گرفت و مىجنبانيد و در را معالجت مىكرد.يكى از بالاى حصن بنگريد مردى ديد حلقه درى چنان به دست گرفته و مىجنبانيد،عجب آمد او را [١٨].گفت:يا مرد [١٩]!نام تو چيست؟گفت:على.گفت:علا محمد و من معه،محمد عالى گشت و اصحابان [٢٠]او،بر سبيل تفاؤل [٢١].
آنگه گفت:يا على من در كتب خواندهام كه در اين ولايت پيغامبرى پديد آيد كه سلام او تحيت اهل بهشت باشد او پسر عم خود را به اين حصن فرستد و خداى
[١] .ضبط آد:كان.
[٢] .آج،لا:حمامى،ما:حمى.
[٣] .آج،ما:فالحمى.
[٨] [٤] .لا،افزوده:على.
[٥] .آب:عبد.
[٦] .ما:قضنفره،لا:مقصرة.
[٧] .ما:اليكم.
[٩] .آج:بر بالا.
[١٠] .لا:ببريد.
[١١] .لا:ببريد،گا،آد:بشكافت.
[١٢] .گا،آد:او نشست،در حال بيفتاد و بمرد.
[١٣] .آج:شديم،گا:گرديديد،لا:شديد.
[١٤] .آج،گا،آد:به موسى.
[١٥] .آج،ما،گا،لا،آد:فرستاد.
[١٦] .آج،ما:ايستادن،گا،لا،آد:ندارد.
[١٧] .آج:حلقۀ در چنان در دست،ما،لا:حلقۀ در به دست.
[١٨] .گا،آد:آن مرد را عجب آمد.
[١٩] .آج،ما:اى مرد!
[٢٠] .لا:اصحاب.
[٢١] .آج،ما،لا،آد:تفأل.