روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ،به زبان چيزى مىگويند كه در دل ندارند.اين خبر است از نفاق ايشان.
آنگه گفت بگو ايشان را: قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللّٰهِ شَيْئاً ،كيست كه مالك باشد شما را از خداى چيزى؟يعنى من چه توانم كردن در كار شما با خداى،و در دست من چه باشد و مرا چه رود؟ إِنْ أَرٰادَ بِكُمْ ضَرًّا ،اگر او به شما زيانى خواهد يا سودى خواهد.حمزه و كسائى و خلف خواندند:ضرا به ضم«ضاد»،و باقى قراء به فتح، و ابو عبيد [١]و ابو حاتم اختيار فتح كردند به معارضۀ نفع.و«ضر»،زيان باشد و «ضر»،آفت و رنج و بيمارى و سختى و سوء الحال باشد.و گفتند:ضر به فتح، مصدر باشد و به ضم،اسم باشد.يقال: [٢]ضرنى الشىء و اضرنى و ضاره ضيرا [٣]، يعنى،كس چيزى نتواند كردن،اگر خداى تعالى كارى خواهد از نفع و ضر،و دفع آن نتواند كردن.آنگه گفت بر سبيل تهديد: بَلْ كٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ،بل خداى تعالى عالم است به آنچه شما مىكنى.
آنگه خبر داد از گمان ايشان،گفت: بَلْ ظَنَنْتُمْ ،بل شما چنان پنداشتى كه رسول-عليه السلام-و مؤمنان اصحاب او بازنيايند و با مدينه و خانههاى خود نرسند [٤]ازآنكه قريش بر ايشان دست يابند و ايشان را بكشند. وَ زُيِّنَ ذٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ ، و آن حديث در دل شما آراسته كردند تا مستحكم شد،و آن تزيين به شيطان حوالت است و به حب دنيا و اعتقادات جهل،براى آن بر مجهول گفت. وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ ،و گمان بدى بردى. وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً ،و گروهى بودى هالك،من البوار،و هو الهلاك،و«بور»جمع بائر باشد،كعائذ و عوذ،و عائط و عوط.فعل در جمع فاعل آمده آيد [٥]و لكن اندك،فى قولهم:ناقة عائذ اذا كانت قريبة العهد بالنتاج[٢٩٣-ر] و عائط اذا لم تحمل.جمعها،عوذ و عوط.قال حسان ثابت:
لا ينفع الطول من نوك القلوب فقد [٦]
يهدى الإله سبيل المعشر البور
و گفتند:«بور»مصدرى است،يستوى فيه الواحد و التثنية و الجمع.قال ابن الزبعرى:
[١] .آج:ابو عبيده.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اضرنى.
[٣] .گا،آد:ضرا.
[٤] .گا،آد،افزوده:هرگز.
[٥] .آج:فاعل آيد،ما،گا،لا،آد:فاعل آمده است.
[٦] .ما،گا،لا،آد:و قد.