روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
گفت:فتح دو گونه باشد:يكى فتح به حجت و يكى فتح قلاع.اين جا مراد فتح اسلام است به حجتهاى ظاهر عقلى و شرعى.روايتى ديگر از قتاده است [١]كه به فتح،قضا و حكم خواست.و منه قوله: ...رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَ قَوْمِنٰا بِالْحَقِّ [٢]... ، اى احكم،و حاكم را فتاح خوانند.
عبد اللّٰه گفت شنيدم از عرب از زنى [٣]كه با شوهر مىگفت:بينى و بينك الفتاح،اى،الحاكم.يعنى خداى تعالى براى تو [٤]حكمى كرد روشن به نصرت و ظفر و ظهور دين تو و اعلام [٥]كلمت تو بر هرچه جز تواند.
بعضى ديگر گفتند:فتح اعلام است و چون كار مجهول و مبهم و متعلق [٦]باشد چون معلوم شود گشاده گردد روا بود كه آن را فتح خوانند و از اين جا گويند كسى كه مسألهاى بر او مشكل بود،آنگه انديشه كند و به نظر استخراج كند يا به طريقى از طريقها بداند،گويد،مرا گشاده شد اين مسئله.و منه
قول امير المؤمنين [٧]-عليه السلام-: علمنى رسول اللّٰه الف باب من العلم فتح لى كل باب الف باب ، گفت:رسول مرا هزار در علم در آموخت كه هر درى مرا هزار در گشاد،يعنى از هريك در هزار در معلوم شد مرا.پس فتح به معنى اعلام ظاهر است و مستعمل.و بر اين تفسير دادند [٨]اين آيت را كه گفت: وَ عِنْدَهُ مَفٰاتِحُ الْغَيْبِ [٩]... ،اى علوم الغيب.
رجاج گفت:ارشدنا [١٠]الى الدين،و اين نيز داخل باشد در اعلام.مجاهد گفت:مراد به فتح مبين آن است كه رسول-عليه السلام-به حديبيه شتر بكشت و بفرمود تا سر بتراشيدند.
بعضى ديگر گفتند:فتح به معنى كشف و تفريج [١١]غم است،يعنى ما غمهاى تو كشف كرديم و اين نيز در لغت[٢٨٧-ر]وجهى دارد كه كشف اللّٰه عنك و فرج عنك [١٢]و فتح عليك،متقاربالمعنىاند.
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:آن است.
[٢] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٨٩.
[٣] .آج:در عهد عرب،ما،لا:در عرب،گا،آد:از زنى عرب.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده اى محمد.
[٥] .آج،گا،لا،آد:اعلاء.
[٦] .آج،آد:متغلق.
[٧] .گا،آد افزوده:على.
[٨] .آج،ما:دادن.
[٩] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٥٩.
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد:ارشدناك.
[١١] .آج:تصريح.
[١٢] .آد:غمك.