روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - ترجمه
مناجات ايشان،كه با يكديگر مىكنند [١]پوشيده،نمىشنويم.گفتند:فرق ميان سر و نجوى آن است كه،سر در دل باشد و نجوى ميان دو كس بود.و گفتند:سر،پوشيده باشد و نجوى آشكارا.و اين دليل كفر آنان مىكند كه مرادند در آيت [٢]،براى آنكه، آنكس كه گمان برد كه خداى تعالى سر او نمىشناسد [٣]و مناجات او نمىشنوند [٤]، او خداى را نشناسد،چون چنين باشد كافر بود،و چون كافر بود تمسكى نبود اهل وعيد را به اين آيت،و هى لقوله [٥]: إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذٰابِ جَهَنَّمَ خٰالِدُونَ ،چه مجرم در آيت كافر است به اين قرين [٦]. بَلىٰ وَ رُسُلُنٰا لَدَيْهِمْ ،گفت:بلى،آرى و رسولان ما [٧]نزديك ايشان مىنويسند آنچه ايشان مىگويند.
قُلْ إِنْ كٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعٰابِدِينَ ،گفت:رد بر آنان كه خداى را فرزند گفتند،بگوى:اى محمد!اگر خداى را فرزند [٨]بودى،اول عابد من بودمى.در تأويل او خلاف كردند:
عبد اللّٰه عباس گفت:ان،به معنى«ما»ى نفى است،يعنى،ما كان للرحمن ولد،خداى را فرزند نبوده است و من اول عابدان و پرستندگانام خداى را.مجاهد گفت:قل ان كان للرحمن ولد فانا اول من عبده و وحده[٢٢١-ر]على انه واحد لا ولد له،گفت:اگر خداى را فرزند بودى،اول كس كه او را پرستيدى [٩]بر توحيد و نفى فرزند،من بودمى [١٠].و اين قول پسنديده [١١]نيست،براى آنكه اگر خداى را-جلجلاله -فرزند بودى،على التقدير،او را برآن [١٢]بايستى پرستيدن كه بودى،چه اگر نه چنان پرستيدندى او را،برخلاف راستى بودى.و قول اول هم نيك نيست براى آنكه «فا»،به [١٣]جواب«ما»ى نفى بازنيايد،به [١٤]جواب شرط بازآيد.
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:مىگويند.
[٢] .اساس:مراد سر دراند،ظاهرا تصحيفى در كلمه صورت گرفته است،با توجه به نسخه آج،تصحيح شد.
[٣] .ما:نمىشنود،گا،آد:نمىداند،لا:مىشناسد.
[٤] .آج،گا،لا:نمىشنود،ما:نمىشناسد.
[٥] .آج،ما:فى قوله.
[٦] .آج،ما،گا،لا:قرينه،گا،آد،در اين جا افزوده است:و اين مذهب مخالفان ماست و مذهب ما مجرمين كافر فاسق را مىخواهد،براى آنكه خداى تعالى تخصيص نكرد در آيه به كافر،دون فاسق پس مراد از آن فاسق است نه كافر،و مجرم هم كافر را متناول و هم فاسق را.پس حمل بر كافر كردن دون فاسق،اولىتر باشد.
[٧] .لا،افزوده:آن.
[٨] .آج،ما:فرزندى.
[٩] .ما:پرستدندى.
[١٠] .آج:بودى.
[١١] .ما:مرضى.
[١٢] .آج:به آن.
[١٣] [١٤] .لا:در.