روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩١ - ترجمه
باشند.يقال:ابلس [١]،اذا تحير عند انقطاع الحجة.
وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰكِنْ كٰانُوا هُمُ الظّٰالِمِينَ [٢] ،گفت:ما ظلم نكرديم بر ايشان و لكن ظلم ايشان كردند.[بر خود،چه من عالمم به قبح ظلم و مستغنىام از او،و عالمم به استغناى خود،از من ظلم نيايد ظلم ايشان كردند] [٣]به ارتكاب معاصى و فعل قبايح.
آنگه گفت: وَ نٰادَوْا يٰا مٰالِكُ ،ندا كنند اهل دوزخ،چون كار بر ايشان سخت شود،گويند:اى مالك-و او خازن دوزخ است- لِيَقْضِ عَلَيْنٰا رَبُّكَ ،بگوى تا خداى جان ما بردارد و عمر بر ما به سر آرد تا از اين عذاب برهيم. قٰالَ ،مالك جواب دهد و گويد: إِنَّكُمْ مٰاكِثُونَ ،شما اين جا خواهى بودن.
عبد اللّٰه عباس [٤]گفت و سدى كه:ايشان هزار سال اين ندا مىكنند،هيچ [٥]جواب نيايد،از پس هزار سال گويند ايشان را كه:شما اين جا خواهى بودن.عبد اللّٰه عمر [٦]گفت:پس از چهل سال.و نوف گفت:پس از صد سال.ابو الدرداء روايت كند كه:رسول-عليه السلام-خواند.يا مال!ترخيم،چنان كه حارث را گويند:يا حار [٧].
لَقَدْ جِئْنٰاكُمْ بِالْحَقِّ ،گفت:ما حق آورديم به شما و لكن شما بيشترينهتان [٨]حق را كارهاى.و خطاب با جملهى مكلفان است،و مراد به اكثر،كافراناند و كراهت حق دليل كفر صاحبش كند.
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً ،بل ايشان عزم مصمم[٢٢٠-پ]بكردهاند بر كفر و ما نيز عزم كرديم بر عقاب ايشان [٩]،و عزم در حق خداى تعالى مجاز باشد،تفسير او به ارادت كنند.اما براى ازدواج لفظ عزم و ابرام گفت،و ابرام،احكام باشد،يقال:ابرمت عزمى و صممته،و معنى آن است كه ايشان مبالغت كردند در معصيت و ما نيز مبالغت كنيم در عذاب ايشان.
آنگه گفت: أَمْ يَحْسَبُونَ أَنّٰا لاٰ نَسْمَعُ سِرَّهُمْ ،يا مىپندارند كه ما سر ايشان و
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:فلان.
[٢] .اساس و آب:الظالمون كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .اساس و آب افتادگى دارد،از آج افزوده شد.
[٤] .لا:مسعود.
[٥] .ما:هم.
[٦] .آج:عباس.
[٧] .آج:حارث يا حار را گويند،ما:يا حار،يا حارث را.
[٨] .آج:بيشترينه آن،ما:بيشتر آن،گا،آد:بيشترين شما.
[٩] .آج،ما،افزوده:آنگه گفت.