روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
كه خداى،او،خداى من است و خداى شما،پرستى او را،اين راهى است راست [١].
خلاف كردند جماعات از ميان ايشان،واى آنان كه [٢]ظلم كنند از عذاب روزى دردناك! انتظار [٣]مىكنند الا [٤]قيامت را كه به ايشان آيد ناگاه و ايشان ندانند؟ قوله تعالى: وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ ،حقتعالى گفت:ياد كن اى محمد چون گفت ابراهيم-عليه السلام-پدرش را،-يعنى،عمش را آزر را-و قومش يعنى،امتش را كه او را به ايشان فرستادند. إِنَّنِي بَرٰاءٌ ،من بيزارم از آنچه شما مىپرستى از اين بتان.و قوله: بَرٰاءٌ ،مصدرى است به جاى وصف نهاده مبالغت را،من باب قولهم رجل عدل و صوم و فطر.و مصدر چون در جاى وصف افتد تثنيت و جمع و تذكير و تأنيث و وحدان آن [٥]به يك لفظ باشد على لفظ الواحد.و عبد اللّٰه مسعود خواند:اننى براء،به ضم،«با»مبالغت فى برىء،كطويل و طوال و كبير و كبار.
إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي ،[٢٠٦-پ]اين استثنا رواست كه منقطع باشد ازآنجا كه خداى را استثنا كرد از بتان ايشان،و او از جنس ايشان نيست،پس منقطع باشد به معنى لكن.و ممكن است كه متصل باشد ازآنجا كه در ميان ايشان كسان باشند كه خداىپرست باشند.آنگه جمله معبودان ايشان را به يك جاى نگويد [٦]،پس اخراج كند خداى را- جلجلاله-از آن جمله.بر اين وجه استثنا متصل باشد كه او معبودى باشد از جمله معبودان.گفت:الا آن خداى كه مرا آفريد كه او راهنماى من است و با من الطاف كرده است و نيز كند.و گفتند:سيهدين الى طريق الجنة،مرا راه به بهشت و نعيم بهشت او نمايد.[و وجه اول بهتر است،و محل الذى فطرنى از اعراب محتمل است نصب و جر را.نصب بر استثنا و جر بر تكرير [٧]عامل على البدل.
و التقدير،الا من الذي فطرنى] [٨].
[١] .لا:اين است راه راست.
[٢] .ما:واى بر آنان كه،لا:واى آنان را كه.
[٣] .لا:هيچ انتظار.
[٤] .لا،افزوده:روز.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:واحد آن.
[٦] .آج،ما،لا،آد:بگويد،گا:گويد.
[٧] .گا،آد:تكرار.
[٨] .اساس،آب،لا:افتادگى دارد،از آج افزوده شد.