روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
پاى و كشتى. وَ مٰا كُنّٰا لَهُ مُقْرِنِينَ ،و ما را طاقت و قوت اين نبودى.يقال:اقرن الشىء اذا اطاقه و اقرن الدمل اذا الانه [١].و اصل كلمت آن است كه:كانه قدر على ان يجعلها قرينا له،با خودش همراه كرد و به رهش [٢]در آورد تا قرين او باشد،و اين اشتقاق بد نيست.اگر گويند: لِتَسْتَوُوا [٣]،اين«لام»غرض است و ركوب انعام مباح است و خداى نشايد تا مريد بود مباحات را،گوييم:ركوب چهار پاى همه مباح نباشد بهرى واجب باشد چون ركوب براى حج و بهرى سنت چون ركوب به زيارتها و تجاراتى [٤]كه براى نفقت عيال بود بهرى از آن فريضه باشد و بهرى سنت و بهرى مباح.ديگر آنكه گفت: تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ ،و چون[٢٠١-پ] غرض تذكير نعمت باشد،حث باشد ما را بر شكر نعمت،اين مراد [٥]باشد كه اين بر- وجهى واجب باشد و در [٦]وجهى سنت.
وَ إِنّٰا إِلىٰ رَبِّنٰا لَمُنْقَلِبُونَ ،و ما را بازگشت با خداى خود خواهد بودن.
اميرالمؤمنين على گفت:رسول-عليه السلام-چون پاى در ركاب نهادى،گفتى:
الحمد لله على كل نعمة سبحان الذي خلق الأزواج. ..،و آيت بخواندى و سه تكبير بكردى.قتاده در اين آيت گفت:خداى تعالى ما را بازآموخت [٧]كه چون در كشتى نشينى بگويى: بِسْمِ اللّٰهِ مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا [٨]... ،و چون بر چهار پاى نشينى بگويى:
سُبْحٰانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنٰا هٰذٰا [٩]... ،و چون [١٠]فروآيى بگويى: رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبٰارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ ، [١١].
وَ جَعَلُوا لَهُ ،آنگه گفت:اين كافران كردند او را از بندگان او جزوى [١٢].در او دو قول گفتند:يكى آنكه به«عباد»،عبادت خواست،گفت:اين بندگان من كه كافراناند [١٣]جزوى از عبادت من بتان را كردهاند تا با من انباز باشند.قولى ديگر آن
[١] .آج،ما:إذ ألانه.
[٢] .آج،ما:بزنيش.
[٣] .اساس و آب:ليستووا،با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .آج،ما:تجارتى.
[٥] .گا:مراد آن،
[٦] .آج،ما،گا،آد:بر.
[٧] .ما:بياموخت.
[٨] .سورۀ هود(١١)آيه ٤١.
[٩] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ١٣.
[١٠] .آج،ما،گا:فرود.
[١١] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٢٩.
[١٢] .اساس:جزؤى.
[١٣] .آج،ما:كافراند.