روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٥ - ترجمه
لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ،تا همانا شما راه يابى،چون انديشه كنى به معرفت اين صانع كه اين صنعتها [١]كرد.و گفتند:تا همانا راه يابى به مقاصد خود.
وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ ،گفت:او آن خداى است كه بفرستاد از آسمان آبى،يعنى،آب باران، بِقَدَرٍ ،بهاندازۀ حاجت،چه اگر بسيار بودى،جهان بيران [٢]كردى،و اگر اندك بودى،كفايت نبودى،كار بر نيامدى به او.و اين دليل آن كند كه فعل قادرى مختار است.آنگه از غايب با [٣]خبر آمد از خود،گفت:
فَأَنْشَرْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً ،گفت:زنده كرديم [٤]به آن بيابان مرده را،يعنى،در او نبات برويانيديم،پس ازآنكه خشك و بىبر بود.يقال:انشر اللّٰه الموتى فنشروا.و يقال:نشر اللّٰه الموتى نشرا فنشروا [٥]نشورا.آنگه گفت:شما را همچنين زنده كنند كه اين زنده را مرده [٦]،تا استبعاد [٧]نكنى.و اين براى تنبيه و تذكير خلقان گفت بر بعث و نشور.
وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوٰاجَ كُلَّهٰا ،او آن خداى است كه انواع و اصناف خلق همه او آفريد از جملۀ حيوان و جماد،اما از حيوان نر و ماده[٢٠١-ر]و از جمادات و اعراض چيزها متقابل،چون:حلو و حامض و رطب و يابس.
حسن گفت:به«ازواج»،شب و روز خواست،و تابستان و زمستان،و ماه و آفتاب،و آسمان و زمين،و بهشت و دوزخ. وَ جَعَلَ لَكُمْ ،كرد از براى شما از كشتيها و چهار پايان مركوبانى كه شما در بحر و بر،بر اوا [٨]مىنشينى.آنگه بگفت كه اين مراكب بحرى و برى چرا آفريدم.
گفت: لِتَسْتَوُوا [٩]عَلىٰ ظُهُورِهِ ،تا شما راست بنشينى بر پشتهاى آن.و براى آن كنايت موحد آورد با آنكه«ظهور»جمع است و«انعام»و«فلك»همچنين كه ضمير را با«ما»برد لفظا. ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ ،آنگه نعمت خداى ياد كنى چون بر پشتهاى آن [١٠]راست بنشينى و شكر آن نعمت كنى و بگويى: سُبْحٰانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنٰا هٰذٰا ،منزه است آن خداى كه اين را مسخر و مذلل ما كرد تا فرمانبر ما شد از چهار-
[١] .آج،ما،لا:صنعها.
[٢] .آج،ما،گا،آد:ويران.
[٣] .گا:به.
[٤] .لا:كنيم.
[٥] .گا،آد:فنشروا نشرا و.
[٦] .آج،ما،گا،لا،آد:اين زمين مرده را.
[٧] .اساس:استعباد،با توجه به اجماع نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اوا/او.
[٩] .اساس:ليستووا،كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[١٠] .ما:ايشان.