روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٢ - ترجمه
بر ايشان.كلبى گفت:يعنى شما را رها خواهيم كردن بىامر و نهى[١٩٩-ر]براى آنكه شما كافرى.كسائى گفت:ما اين قرآن در خواهيم پيختن [١]از شما،و شما را دعوت و وعظ نخواهيم كردن،و اين از فصيحات [٢]قرآن است.عرب كسى را كه از كارى بازايستد،گويد:اعرض عنه صفحا و اضرب عنه،و ضرب عنه [٣].و اصل ازآنجاست كه چون اعراض كند از كسى صفحه گردنش پديد آيد.قال كثير:
صفوحا فما تلقاه الا بخيلة
فمن مل [٤]منها ذلك الوصل ملت
و يقال:ضربت عن كذا اذا امسكت عنه. [٥]و مدنيان و كوفيان خواندند،الا عاصم:«ان»،به كسر«الف»،على معنى«اذ»،يعنى،اذ كنتم.و ديگران خواندند:
ان كنتم،به فتح«الف»،على معنى لان كنتم براى آنكه شما قومى مسرفى [٦]و متجاوز از حد خود در كفر و شرك.و گفتند:آن،به معنى«اذا»است،چنان كه:
عَبَسَ وَ تَوَلّٰى، أَنْ جٰاءَهُ [٧]... ،به معنى [٨]،اذ جاءه.و قال الشاعر:
أ تجزع [٩]ان بان الخليط المودع
و حبل الصفا من [١٠]عزة المتقطع
و«ان»،شرط باشد به كسر«الف»و جواب مقدم است بر او من،قوله:أ فنضرب.و اصل كلمت ازآنجاست كه آنكس كه خواهد كه چهار پاى را از راه بگرداند،به ضرب بگرداند.و قوله: صَفْحاً ،مصدرى است لا من لفظ الفعل اراد أ فنصفح صفحا و نضرب ضربا،كقولهم:اعجبنى حبا شديدا.
آنگه گفت: وَ كَمْ أَرْسَلْنٰا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ ،گفت:بس پيغامبر كه ما فرستاديم در [١١]پيشينگان.«كم»،لفظى است موضوع براى تكثير چون خبر باشد، نقيض او«رب»بود در تقليل.
آنگه گفت:با بسيارى پيغامبران كه به ايشان آمد،هيچ پيغامبر نيامد به ايشان و الا از او فسوس داشتند و بر او [١٢]استهزا كردند[١٩٩-پ]،و استهزا اظهار خلاف آن
[١] .گا،آد:نورديد.
[٢] .گا،آد:فصاحت.
[٣] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:صفحا.
[٤] .اساس:ملت،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٥] .گا،آد،افزوده:ان كنتم قوما مسرفين.
[٦] .مسرفى/مسرفيد.
[٧] .سورۀ عبس(٨٠)آيۀ ١.
[٨] .گا:يعنى.
[٩] .اساس:أ يجزع،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[١٠] .گا،آد:فى.
[١١] .لا،افزوده:قوم.
[١٢] .گا،آد:بدو.