روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
بزرگوار و محكم كار است.
وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا ،گفت:همچنان كه به ديگر پيغامبران وحى كرديم،وحى كرديم به تو رُوحاً ،روحى را از فرمان ما.گفتند:روح،جبريل است و گفتند:قرآن است،و گفتند:وحى است،مصدر،لا من لفظ الفعل كانه قال:
اوحينا اليك روحنا [١]،كقولهم:اعجبنى حبا شديدا. مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتٰابُ وَ لاَ الْإِيمٰانُ ،تو ندانستى كه كتاب چه باشد [٢]و ايمان چه باشد.چند قول گفتند در او:
يكى آنكه تو پيش از وحى ندانستى كه كتاب چه باشد و شرايع ايمان چه باشد از عبادات شرعى.و گفتند:مراد به ايمان نماز است،چنان كه گفت: وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُضِيعَ إِيمٰانَكُمْ [٣]... ،و گفتند:پيش از وحى كتاب ندانستى و پيش از بلوغ ايمان ندانستى كه چه باشد. وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً ،و لكن،[١٩٦-ر]ما كرديم آن را نورى.
مذكور دو رفته است [٤]در پيش و ضمير موحد است بر تأويل آنكه،جعلنا كل واحد منهما.و شايد كه راجع بود با اقرب المذكورين،و شايد كه راجع باشد با وحى يا با روح،يعنى،ما كرديم آن وحى و آن روح با [٥]نورى،يعنى،بيانى و لطفى كه به آن هدايت كنيم و راه نماييم آن را كه ما خواهيم از بندگان،يعنى مكلفان را [٦]،چه آن را كه مكلف نباشد او را دعوت كردن نيكو نباشد. وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي ،تو دعوت مىكنى و هدايت مىكنى،به معنى [٧]بيان. إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ ،به راه [٨]راست،يعنى طريق مسلمانى كه راه نجات است.
صِرٰاطِ اللّٰهِ ،بدل «صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» است.گفت:آن راه راست،راه خداى است،آن خداى كه هرچه در آسمانها و زمين است ملك و ملك اوست.آنگه گفت: أَلاٰ إِلَى اللّٰهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ ،الا [٩]همه كارها را مرجع و مآل [١٠]با خداى است، يعنى با جايى كه در آنجا كس را امرى و نهيى و حكمى نباشد مگر خداى را-جل جلاله.
[١] .ما،لا،آد:وحيا.
[٢] .اساس،آب:جبا شد/چه باشد.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٤٣.
[٤] .ما:اين مذكور رفته است،گا،آد:مذكور در او رفته است.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:را.
[٦] .لا:بندگان مكلف.
[٧] .آج،ما:يعنى،گا،آد:يعنى بيان مىكنى.
[٨] .لا:برره.
[٩] .ما،افزوده:اى محمد.
[١٠] .گا،آد:مآب.