فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
و شهادت برده را رد كرد رمع بوده است [ «رمع» اشاره به نامخليفه دوم است كه در آن هنگام امام نمىتوانستند آشكارااز او نام ببرند ] واين سند نيز معتبر است، بنابر اين روايت، به دو طريق معتبر وارد شده است. تكيه گاه استدلال، بخشپايان روايت است كه حضرت فرمود: «ويلك يا ويحك ان امامالمسلمين يؤمن من امورهم على ما هو اعظم من هذا»، اين جمله همچون اشكال چهارمى بر شريح قاضى بود، بدين معناكه پيشواى مسلمانان امين در امور آنهاست، بلكه او در مسائلى كه بمراتب بالاتر از اين است، امين آنهاست، بنابر اينبايد سخن او پذيرفته شود وبه صحت آن علم حاصل گرددوبى آنكه نياز به درخواست دليل وشهود باشد، طبق آن عمل شود، بدين ترتيب اين روايت بالملازمه دلالت دارد كه قاضىمىتواند به علم خود، قضاوت كند.
بررسى استدلال
اولاً: گمان بيشتر آن است كه منظور امام(ع) از ذيل اين روايت، همان مطلبى است كه در روايت قبلى از پيامبر(ص)نقل شده است. بنابر اين مقصود امام تعريض به شريح قاضى بود تا نادانى ونا آگاهى وى را از مقام امام(ع) وعصمت اووتصديق سخن آن حضرت، پديدار سازد، زيرا كسى كه به او ايمان آورده وسخن او را در اصل دين واديان آسمانى،تصديق نموده بود، چگونه به آنچه كه اهميتش بمراتب كمتراز آن است، ايمان نمىآورد، پس چنان كه در نقد استدلال به روايت گذشته گفتيم، چنين دعوايى فى نفسه ساقط است،وارتباطى به مساله نفوذ علم شخصى قاضى ندارد.
وثانياً: اگر تسليم شويم وفرض كنيم كه مقصود امام(ع) در ذيل روايت، هر پيشوا وفرمانروايى باشد كه بر مسلمانانحكومت مىكند، نه خصوص امام معصوم(ع)، با اين همه، آنچه كه از آن استفاده مىشود اين است كه اشكال بر شريحقاضى از جنبه عمل نكردن به علم خود نبوده، و بدين جهت نبوده كه چرا براى او علم حاصل نشده تا بر اساس آن قضاوت كند، بلكه آنچه در اينجا قابل استفاده است، وجود يك اصل و حجت حاكم است كه در باب قضاوت، بر هر حجت ديگر، مقدم