فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٣ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
ثابت نمىشود، معيار بودن بيّنه و سوگند نيز تمام نخواهد بود بنابر اين تفصيلى كه ايشان ذكر كردهاند نيز وجهى ندارد؛ زيرا حجيّت بيّنه و ديگر معيارها و حجتهاى قضايى مقيد است به اينكه كذب بيّنه معلوم نباشد. پس اگركسى آگاهى يابد كه بيّنه (شاهد) در گواهى خود دروغ گفته و يا اطلاع از آن نداشته ويا سوگند اين چنين باشد، اين بيّنه و سوگند، حجيّتى در حق او ندارند، بلكه اگر بيّنه ديگرى نيزبر خلاف آن اقامه شود، حجيّت بيّنهاى كه قاضى در اثبات واقع مورد نزاع، بدان استناد كرده است، به معارضه ساقط مىشود. زيرا حجيّت ، مقيد به عدم معارض است و در اينموارد نمىتوان احراز نمود حكم قاضى كه بدان استناد شده، حكمى به حق وواقع است، تا نافذ بوده و دعوايى بر خلاف آن پذيرفته نشود.
همچنين اگر مستند قاضى، سوگند باشد و سپس بيّنهاى برخلاف آن نزد قاضى ديگرى اقامه شود، به واسطه حكومت و تقدمى كه بيّنه بر سوگند دارد، حجيّت سوگند و معيار بودن آن در حق قاضى دوم، ساقط مىشود وبدين ترتيب حكم قاضى نخست، از محدوده حكم به حق، بيرون رفته و قاضى دوم مىتواند آنرا نقض كند... و بدين سان روشن مىشود تفصيلى را كه ايشان ذكر كردهاند بى اساس است حتى بر مبناى باطلى كه خودشان فرض كردهاند، واللّه الهادى إلىالصواب.
٨ - تمسك به مرفوعه برقى از امام صادق(ع) كه فرمود :
«القضاة أربعة، ثلاثة في النار وواحد في الجنّة، رجل قضى بجور وهو يعلم فهو في النار، ورجل قضى بجور وهو لايعلم فهو في النار، و رجل قضى بالحق وهو لايعلم فهو في النار، و رجل قضى بالحق وهو يعلم فهو في الجنة.» (١)
(قاضيان چهار دستهاند، سه دسته آنها سزاوار دوزخ ويك دسته بهشتى اند. كسى كه آگاهانه، به جور وستم حكم كند، در آتش است و كسى كه به جور و ستم حكم كرده و خود نمىداند او هم در آتش است و كسى كه قضاوت به
(١)وسائل الشيعه، ج١٨، ص١١، باب ٤ از ابواب صفات القاضي، ح٦.