فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٩ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
قال النبيّ(ص): لو كنت راجماً بغير بيّنة لرجمتها، قال: لا، تلك امرأة قد اعلنت في الاسلام» أو «كانت تظهر السؤ في الاسلام» او «كانت تظهر في الاسلام السؤ» أو«كانت تظهر في الاسلام الشرّ» أو «كانت تظهر الشرّ في الاسلام» (١).
با اختلاف نقلى كه در كتب آنها به چشم مىخورد.
(رسول خدا ميان عجلانى وهمسرش ملاعنه كرد، زن اوباردار بود، شوهر گفت: به خدا سوگند دو ماه بعد از تلقيح نخلها وقطع آبيارى آنها من با اين زن نزديكى نكردهام، راوىگفت: شوهر اين زن اندامى لاغر وموهايى بور داشت وشخصمورد تهمت ابن سحماء بود. راوى گفت: آن زن پسرى سياه چهره با موهاى پيچيده ومجعد و بازوانى قوى آورد. وى مىگويد:
ابن شداد بن هاد به ابن عباس گفت: «آيا اين همان زنى است كه پيامبر فرمود: اگر قرار بود كسى را بدون بيّنه سنگساركنم اين زن را سنگسار مىنمودم. وى گفت: نه، او زنى بود كه در اسلام علناً كار ناپسند انجام مىداد.
با اختلاف عبارات گفته مىشود اين روايت سنديت علم قاضى را در سنگساركردن، نفى مىكند، زيرا آن چه كه از ظاهر عبارت: «تظهر السؤ أو الشر في الاسلام» بر مىآيد اين است كه آن زن، آشكارا ارتكاب خود بدان عمل را، اعلان مىداشته است كه معمولاً از گفته او علم حاصل مىشده كه وى مرتكب عملزنا شده است، ولى با اين همه رسول خدا(ص) بدون بيّنه و شاهد، از سنگسار كردن وى خود دارى فرمود، چنان كه مقتضاى مفهوم «لو» امتناعيه اين است.
ولى اين روايت از طريق اهل سنت روايتشده واز نظر سندمعتبر نيست، وبرخى به صرف اظهار كار ناپسند، حديث را صرفاً بر ظن وگمان وعدم علم قطعى حمل كردهاند، ولى اينخلاف ظاهر است.
بدين ترتيب از مجموع آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه دليلى بر جواز استناد قاضى به علم شخصى خود، وجود
(١)مسند احمد، ج١، ص٣٣٥؛ صحيح مسلم، ج٩، ص١١٩، كتاب اللعان، چاپ دارالكتاب العربي؛ سنن النسائي، ج٦، ص١٧٠ چاپ دارالكتاب العربي؛ صحيح البخاري، ج٧، ص٢٠٣، كتاب الطلاق، چاپ التراث النبوي.