فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٦ - شخصیت و جایگاه علاّمه حلّی در فقه محمد فاضل استرآبادی
شيعه مانند كتابهاى علاّمه حلى و كسانى كه پس از او بودهاند و نه پيش از او يافتهام كه اين تعريف را آوردهاند. ]تعريف عدالتبه ملكه [.
در جواهر الكلام در اين باره نوشته است:
«فقد عرفت ان المتقدمين لم ياخذ احد منهم ذلك [الملكة ]فى تعريفهم للعدالة، بل فى الكفاية وعن الذخيرة: لم اعثر على هذا التعريف لغير العلامة، وليس فى الاخبار له اثر ولاشاهد عليه فيما اعلم، وكانهم اقتفوا فى ذلك اثر العامة.» جواهر الكلام، ج١٣/٢٩٤
دانستيد كه هيچ يك از پيشينيان ملكه را در تعريف عدالت نياوردهاند، بلكه در كفايه و از ذخيره [اين عبارت را [داريم:
اين تعريف را از غير علاّمه نيافتهايم و در روايت اثرى و گواهى، تا جايى كه مىدانيم، بر اين مطلب نيست و گويا آنان از اهل تسنن پيروى كردهاند.
شيخ اعظم انصارى در رساله عدالت آورده است:
«والحاصل انه لو ادعى المتتبع آن المشهور بين من تقدم على العلامة عدم اعتبار المروة فى العدالة... لم يستبعد ذلك منه.» رساله عدالت، ص ٣٢٨
چكيده سخن آن كه اگر پژوهشگر و كاوشگرى ادعا كند كه مشهور ميان كسانى كه پيش از علاّمه بودند، معتبر نبودن مروت در عدالت است،... چنين چيزى از او بعيد شمرده نمىشود.
جالب اين است كه علاّمه خود در كتاب تحرير، عدالت راحسن ظاهر مىداند و نه ملكه:
«ولو لم يعلم فسق امامه ولا بدعته حين صلى معه بناء على حسن الظاهر، لم يعد.»تحرير الاحكام / ٥٢، چاپ سنگى باز هم جالب اين است كه شيخ طوسى در مبسوط سخنانى همانند سخن علاّمه در مختلف دارد كه ابن ادريس دربارهاش چنين مىگويد:
«هذا الكلام [كلام المبسوط] لم يذهب اليه الا فى هذا الكتاب اعني المبسوط ولا ذهب اليه احد من اصحابنا، لانه.. .ولاشك ان هذا القول تخريج لبعض المخالفين فاختاره شيخنا ههنا و نصره واورده على جهته ولم يقل