فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٢ - يك كتاب در يك مقاله محمد رحمانى
اوّلاً: استدلال به قاعده از سوى ائمه (ع) براى نفى برخى از احكام، در برابر مخالفين (اهل سنت) بوده، بنابر اين، استدلال اقناعى است: (ص٢٩٩).
ثانياً: بسيار از اين موارد، از آن رو كه با تكرار و تداوم همراه بوده، از نظر عرف براى مردم عادى عسر و حرجى بوده است، زيرا عسر و حرج داير مدار كميت تكرار است. و اگر حكمى كه عسر و حرج كم دارد، ولى هر روز بايد تكرار گردد مصداق عسر و حرج است، بر خلاف احكامى كه زياد تكرار نمىشوند:
(ص٢٩٩).
ثالثاً: ممكن است بگوييم، اگر چه حكم برداشته شده، به اين قاعده مستند نباشد، ولى اگر با تكاليف ديگر ضميمه گردد عسر و حرج به وجود مىآيد، به طور مثال در نماز عسر و حرجى نيست. و ايستادن در حالى كه سنگينى روى يك پاباشد به تنهايى حرجى نيست، ولى مقيد شدن نماز به اين تكليف دوم عسر و حرجى خواهد شد. پس ممكن است تكليف به خودى خود هيچ زحمتى براى مكلفان نداشته باشد، ولى مقيد كردن آن به حالت و شرايط خاصى، موجب عسر و حرج بشود.
موارد تطبيق قاعده
ايشان در پايان برخى از احكامى را كه فقها با استناد به اين قاعده منتفى دانستهاند بر مىشمارد كه در اينجا به چند مورد از آنها اشاره مىكنيم:
١ - نجس نشدن آب چاه با ملاقات نجس، ٢ - صرف نظر كردن از نجاست خون زخمها و دملهاى كمتر از درهم بغلى، ٣- صرف نظر كردن از نجاست لباس زن بچه دار، ٤ -بخشودن نجاست لباس كوچكى كه نماز در آن تمام نيست، ٥ - پاك كنندگى زمين، ٦ - واجب نبودن احتياط از شبه غير محصوره،
٧- طهارت مخالفان، ٨ - طهارت حيوان ذبح شده به دست مخالفان، ٩ - عدم لزوم خواندن صيغه در تماممعاملات، ١٠ - صحيح بودن معاملات خرد سالان در معاملات روزانه، ١١ - لازم نبودن احتراز از اجزاى كوچكى كه از بدن خارج مىگردد، ١٢ - متنجس نشدن آب كه از بالا بر نجس ريخته مىشود، ١٣ - معتبر نبودن شك كثير الشك (كسى كه بيش از حد