فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٩
اعداد اصلى از سه تا ده به معدود خود اضافه مىشوند و در اضافه معنوى، هيچ گاه مضاف، «ال» نمىگيرد. (١)بنابر اين «ال» در «الستة» زايد است. و اگر هم معرفه باشد
نگاهى باشد به «ستة اشهر» كه در چند سطر گذشته ياد شد، بايد تنها «اشهر» «ال» بگيرد همان گونه كه نسخه «الف» است.
٤٩. احكام عقيقه:
«يكره... ان يكسر عظامها بل تفصّل اعضاء.»/١٧٦ جاداشت يا «الاعضاء» نگاشته مىشد و يا آن چنان كه در نسخه «ع» به صورت نسخه بدل آمده، «اعضائها» ضبط مىشد.
٥٠. زنى كه شوهرش گم شده:
«والمفقود اذا جهل خبره ولم يكن له ولى ينفق عليها وطلب اربع سنين ثم يطلقها الحاكم بعدها وتعتدّ.»/١٨٢
در اين جمله «المفقود» مبتدا است و خبر ندارد و پيام آن رسا نيست. در نسخههاى «الف» و «ح» حرف «واو» قبل از «طلب» نيامده است. بنابر اين «واو» جايگاهى ندارد، و «طلب» خبر براى «المفقود» است.
٥١. احكام تدبير: «شرط المباشرة الكمال والاختيار وجواز التصرف.»/١٩٦
گويا «المباشر» درست است و «تاء گرد» نياز نيست . (٢)
.٥٢. اقرار به لفظ مبهم:
«لو اقر بلفظ مبهم صح والزم بتفسيره كالمال والشىء والجزيل والعظيم والحقير ولابد من كونه مما يتمول لا كقشر جوزة او حبة دخن ولا فرق بين كونه عظيما او كثيرا وقيل الكثير ثمانون.»/١٩٩
«كونه عظيما او كثيرا» مفهوم نيست. عبارت صحيح يا «قوله عظيماً أو كثيراً» (٣)است ويا «قوله عظيم او كثير.». (٤)
٥٣. اقرار به لفظ مبهم: «لو قال له عليّ كذا درهم بالحركات الثلاث أو الوقف فواحد وكذا وكذا درهماً كذلك ولو فسر الجر ببعض درهم جاز وقيل
(١)تا«مبادىء العربية»، سيد شرتونى، ج٤/٣٣٧.
(٢)(الف و ح).
(٣)(همان مدرك).
(٤)ع.