فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
را نيز خواند و بدانان گفت: بازى كنيد، زمانى كه كودكان سخت مشغول بازى شدند، بدانها فرمود: بنشينيد، تا اين كه آرامش يافتند، سپس بر سر آنان فرياد كشيد، كودكان همه برخاسته و ايستادند، ولى اينكودك با كمك دستهايش برخاست، على(ع) او را خواست و از ميراث پدرش به او داد و برادرانش را كه به او تهمت زده بودند، تازيانه زد. عمر گفت: چگونه عمل كردى؟ حضرت فرمود: ضعف پيرمرد را از تكيه كردن كودك بر دستانش دريافتم).
كلينى و شيخ مفيد(رحمهما اللّه) اين روايت را به اسناد خود تا احمد بن محمد بن خالد از محمد بن على، از محمد بنفضيل، از ابى صباح كنانى نقل كردهاند، (١)و در وثاقت محمد بن فضيل بحث است، زيرا شيخ در جايى او را تضعيف كرده و جاى ديگر وى را به غلّو متهم كرده است، ولى ظاهر مفيد حاكى از توثيق اوست (٢)، چنان كه برخى از مشايخ سه گانه نيز، از او روايت نقل كردهاند، پس اگر ما تضعيف وى را حملبر خدشه در عقيده او نماييم نه وثاقتش، در اين صورت، سند صحيح است.
صدوق نيز آن را به اسناد خود از عمرو بن ثابت از پدرش ازسعد بن طريف از اصبغ بن نباته، روايت كرده. (٣)
و پدر عمرو، ثابت بن ابى المقدام است واو از كسانى است كه مورد خدشه قرار گرفته و راهى براى توثيقاو وجود ندارد. (٤)
و نيز مطلبى كه در معتبره محمد بن قيس از امام باقر(ع) نقل شده، از همين قبيل است. حضرت فرمود:
«كان لرجل على عهد علي جاريتان فولدت احداهما ابناً والأخرى بنتاً، فعمدت صاحبة البنت فوضعت بنتها في المهدالذي فيه الابن، واخذت ابنها فقال صاحبة البنت، الابن ابني و قالت صاحبة الابن، الابن ابني، فتحاكما إلى امير المؤمنين(ع) فأمر أن يوزن لبنهما وقال: ايتهما كانت اثقل لبناً فالابنله. (٥)
(در دوران على(ع) مردى داراى دو كنيز بود يكى از آنها پسر و ديگرى دخترى
(١)فروع كافى، ج٧، ص٤٢٤، كتاب القضاء و الأحكام ، باب النوادر، ح٧؛ تهذيب الأحكام ، ج٦، ص٣٠٦، باب الزيادات في القضايا و الأحكام ، ح٥٧.
(٢)معجم رجال الحديث، ج ١٨، ص١٥١ ـ ١٥٣.
(٣)من لايحضره الفقيه، ج٣، ص١٥، باب الحيل في الأحكام ، ح١٠.
(٤)معجم رجال الحديث ،ج٤، ص٣٠٥.
(٥)وسائل الشيعه، ج١٨، ص٢١٠، باب ٢١ از ابواب كيفية الحكم و احكام الدعوى، ح٦.