فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٥
است (١)، چنان چه در پايان كتاب در توضيح آن از قول شهيد ثانى آمده است:
«بالمثناة وهو الهالك.»
٣٤. حالّ شدن دينهاى مدت دار:
«تحمل إذا مات المديون.»/١١٥. (٢)
در اثر اشتباه چاپى به جاى «تحل»، «تحمل» نوشته شده.
٣٥. احكام رهن احكام رهن: «يكفى الاشارة فى الاخرس او الكتابة معها فيقول المرتهن قبلت وشبهه. فان ذكر اجلا، اشترط ضبطه.»/١١٧
معمولاً در جايى «فاء» آورده مىشود كه ميان قبل و بعد آن ارتباطى باشد. در عبارت مزبور ارتباطى ميان بعد از «فاء» با قبل آن نيست. بنابر اين، به جاى آن مىبايست «واو» نوشته مىشد. (٣)و در شرح لمعهاى كه به خط عبد الرحيم است «فاء» آورده شده ولى عبارت پس از «شبهه» اين گونه است:
«و يشترط دوام الرهن فان ذكر أجلاً...».اگر در عبارت درنگى شود، مىتوان فهميد كه «فاء» را شهيد ثانى افزوده است.
٣٦. عاريه گرفتن براى رهن: «لو استعار للرهن صح ويلزم بعقد الراهن.»/١١٨
صحت عقد نيازمند به ايجاب و قبول مىباشد، مانند بيع، و در صورتى كه يكى از آنها تحقق يابد، يعنى فقط ايجاب يا قبول محقق شود، عقد درست نيست، ولى ايقاع يك طرفى است و نيازى به قبول ندارد، مانند طلاق. رهن يكى از عقدها است و اگر راهن صرفا صيغه را بخواند تحقق نمىيابد.
بنابر اين، عبارت فوق كه در بعضى نسخههاى ديگر نيز اين گونه است، اشتباه مىباشد و «بعقد الرهن»، درست است. (٤)
٣٧.كسى كه چند بدهى به گردن دارد ودر برابر هر كدام رهن خاصى، قرار داده باشد:
«لو أدّى ديناً و عين به رهناً فذاك وان اطلق فتخالفا في القصد، حلف الدافع وكذا لو كان عليه دين حال فادعى الدفع عن المرهون به.»/١٢٠
(١)(الف، ح و ع).
(٢)الف، و ح.
(٣)(الف).
(٤)(الف، ح و ع).