فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٧
ظاهر اين عبارت مىخواهد بگويد: اگر مرگ، جنون، بيهوشى و حجر تنها بر موكل عارض شود، وكالت از بين مىرود، ولى از سخنان شهيد ثانى بر مىآيد كه اگر سه مورد اوّل بر وكيل هم عارض شود وكالت از بين مىرود و تنها «حجر» است كه مخصوص موكل است. به اين ترتيب، در شرح لمعه مىخوانيم: «تبطل بالموت والجنون والاغماء» من كل منهما.... «وبالحجر على الموكل فيما وكل فيه.»
جا داشت «بالحجر» نگاشته مىشد همان گونه كه بعضى متنهاى ديگر لمعه اين گونه مىباشد. (١)
٤١. احكام تيراندازى:
«فإذا أتمّ النضال ملك الناضل العوض.»/١٥٠
«أتمّ» از باب افعال است و متعدى و اگر در معنى با اين جا تناسب داشته باشد، شيوا نيست. جا داشت «تم» نگاشته مىشد. (٢)
٤٢. تعريف وصيت:
«الوصية تمليك عين أو منفعة أو تسلط على تصرف بعد الوفاة.١٥٣
«وصيت» به معنى چيره شدن نيست كه به معناى مسلط ساختن است. بنابر اين، به قرينه «تمليك» جا داشت «تسلط» نيز از باب تفعيل به صورت «تسليط» ضبط مىشد. (٣)
٤٣. اگر مردى ادعا كند، شوهر زنى است و خواهر زن هم بگويد: همسر آن مرده است. هر كدام بينه اقامه كنند به نفع او حكم مىشود، ولى نزديكتر به صواب آن است كه هر كدام بينه اقامه كرد، بايد قسم هم بخورد:
«لجواز صدق البينة مع تقدم عقده على من ادعاها، وصدق بينة من تقدم عقده على من ادعته.»/١٦٢
شهيد در باره علت لزوم قسم، چنين گويد: چون ممكن است گواه زن بر اين كه مرد، با وى عقد بسته، درست باشد، ولى احتمال دارد مرد پيش از آن، خواهر وى را نيز عقد كرده بود كه گواه او اطلاع نداشته. در نتيجه، عقد دوم باطل باشد. همچنين اين حالت ممكن است براى
(١)همان مدرك .
(٢)همان مدرك .
(٣)همان مدرك .