فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - كاوشى در حكم فقهى صابئان مقام معظم رهبرى
در مورد ايشان، مشكل خواهد بود. در نكات بعدى، توضيح بيشتر خواهد آمد. ان شاء اللّه
نكته سوم
آيا مىتوان به ادعاى صابئان در مورد توحيد، اعتقاد به پيامبرى از پيامبران و كتابى از كتابهاى آسمانى و... تمسك جست؟ در اين مورد، از زواياى گوناگون، نكاتى به ذهن تبادر مىجويد:
١. فقيهان، فتوا دادهاند كه اگر كافر، دعوى كتابى بودن داشت (البته به همان معناى متداول آن يعنى يهودى ونصرانى) گفته او پذيرفته مىشود.
شيخ طوسى، در «مبسوط» مىنويسد:
{اذا احاط المسلمون بقوم من المشركين فذكروا انهم اهل كتاب وبذلوا الجزية فانه تقبل منهم } (١)
اگر مسلمانان، گروهى از مشركان را محاصره كردند و آنان، ياد آور شدند كه از اهل كتاب هستند و حاضرند جزيه بپردازند، از ايشان پذيرفته مىشود.
و ظاهر آن است كه مراد شيخ طوسى از «اهل كتاب»، يهوديان و مسيحيانند كه به اين نام شهرت دارند. حال، اگر سخن كافر در دعوى كتابى بودن پذيرفته شد، چرا اين دعوى كه او موحد است و پيرو يكى از پيامبران الهى است، پذيرفته نشود؟
٢. آيه شريفه، چنين است:
{ولا تقولوا لمن ألقى إليكم السلام لست مؤمناً } . (٢)
به كسانى كه اظهار اسلام مىكنند، نگوئيد كه مسلمان نيستيد. آيه، كسانى را كه به «كفر» شناخته مىشوند، دعوى اسلام ايشان را حجت مىشمرد. بر اين اساس، چرا از باب تنقيح مناط، دعوى صابئى در توحيد و نيز ايمان به پيامبرى از پيامبران الهى پذيرفته نشود؟ زيرا مسلماً ملاك آن است كه به كسانى كه نبايد به آنان تعرض كرد، تعرضى صورت نپذيرد.
چه از باب مسلمانى ايشان و چه به جهت اينكه در زمره گروههايى از كافرانند كه نبايد متعرض آنان شد و مسلماً ادعاى اسلام ]هر چند مورد آيه است [خصوصيتى در اين مسأله ندارد و به همين جهت اگر كافر، دعوى ذمى بودن
(١)المبسوط، شيخ طوسى، ج٢/٣٧.
(٢) سوره نساء، آيه ٩٤.