فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - تلقيح مصنوعى محسن حرم پناهى آیت الله
- عزوجل - از كشتن پيامبر يا امام، يا خراب كردن كعبه - كه خداوند آنرا براى بندگانش قبله قرار داده - يا ريختن منى توسط مرد در ]رحم [ زنى - از روى حرام - نمىباشد.
شيخ «ره» اين روايت را با سند خود از سعد از قاسم بن محمد از سليمان بن داود و او از بيش از يك نفر از اصحاب ما از امام صادق - عليه السلام - نقل كرده است. روايت را به خاطر مرسل بودن ]در كتاب من لايحضره الفقيه ] و اشتمال آن بر فردى مجهول يعنى قاسم بن محمد ]در كتاب خصال [ضعيف شمردهاند. ولى ممكن است اين اشكال را با اين استدلال دفع نمود كه صدوق «ره» روايت را به پيامبر - صلّى اللّه عليه وآله - نسبت داده است واين امر نشان مىدهد كه وى از روى قطع يا به خاطر وجود دليلى معتبر، معتقد بوده است كه اين روايت از آن حضرت (ص) صادر شده است، بويژه با توجه به اينكه او در اوّل كتاب [من لايحضره الفقيه [ ملتزم شده است كه تنها احاديثى را نقل كند كه در نظر او حجت است، مؤيد اين مطلب اين است كه چنانكه گفته شد او در كتاب خصال اين روايت را از «غير واحد من اصحابنا» نقل كرده است چون عنوان «غير واحد من أصحابنا» كنايه از جماعتى است كه به حسب عادت، ثقه نبودن يكى از آنها بعيد است، اما ظاهراً اين دفاع ضعيف است، زيرا گرچه صدوق «ره» در مقدمه كتابش ]به نقل احاديثى كه در نظرش حجت است [ملتزم شده است ولى - همانطور كه در كتاب حدائق آمده در مواردى زياد خلاف آن عمل كرده است، علاوه بر اينكه ملتزم شدن به حجيت روايت، از وثاقت راوى عامتر است چون احتمال دارد كه ملتزم شونده به قرائنى استناد كرده باشد كه اگر به دست ما مىرسيد به آنها اعتماد نمىكرديم.
بعيد شمردن ثقه نبودن يكى از افرادى كه تحت عنوان «غير واحد من اصحابنا» داخل است نيز حد اكثر مفيد ظن است وظن بهرهاى از حقيقت ندارد.
اما دلالت حديث: لفظ «حراماً» صفت براى مصدر مقدر يعنى «فراغاً» است لذا بر حرمت افراغى كه حرام بودن آن از قبل معلوم است، دلالت