فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٣ - سخنی در تنظیم خانواده (٢) محمد مؤمن قمى آیت الله
كمك خوردن و يا نوشيدن، انگيزه عقلايى دارد. و اگر خردمندان را به خوردن بيشتر وا مىدارد و گاه و بى گاه زيان هايى هم از اين ناحيه مىبينند، بدان، توجه نمىكنند. گويىآنان تحمل اين زيان را بالذت تناول آن، مبادله مىكنند و پس از اين مبادله عقلانى، عنوان «ضرر زدن به نفس» بر آن صدق نمىكند.
نتيجه اين مىشود كه، گرچه «اضرار» تمامى گونههاى ضرر و آسيب رساندن را در بر مىگيرد، اما اين هم هست كه اگر رابطهاى خردمندانه ميان پذيرش ضرر و انگيزههاى عقلايى وجود داشت، ديگر پذيرفتن آسيب، ضرر به نفس نخواهد بود.
بنابر اين، دليلى ندارد كه ميان «ضرر اندك» و «ضرر قابلاعتنا» تفاوت گذاشته شود، بلكه مىتوان ضرر به خود را حرام دانست و حول يك قاعده «كه بايد هدفى خردمندانه در پذيرش ضرر وجود نداشته باشد» پذيرا شد.با اين بيان، پاسخ اين اشكال را مىتوان دريافت كه، نمىتوان ضرر به خود را به گونهاى فراگير و در همه جا و همه حال حرام دانست، زيرا تاكنون هيچ كس پرخورى را حرامندانسته و يا خوردن برخى خوراكىها كه روايات - كه شايد هم معتبر باشند - آنها را مضر دانسته شدهاند، تحريم نكردهاست و...
پاسخ اين مطلب را مىتوان اين گونه داد كه، ميل به پرخورى و يا خوردن بيشتر خوراكىها، و لذت بردن ازخوردن و آشاميدن، انگيزهاى عقلانى دارد كه افراد را به خود، فرا مىخواند و آن را عيب نمىشمرند. گويا ميان لذت جويى و ضررهاى احتمالى آن بده بستانى شده است. بنابر اين، نمىتوان پرخورى و يا خوردن خوراكىهاى مكشوك را اضرار به نفس ناميد.
از آنچه گفته شد، مىتوان به اشكال مزبور به بيانى ديگر،پاسخ داد. اشكال اين است: بى ترديد، بر هر ضررى حكم حرمت بار نمىشود، زيرا مواردى كه نمىتوان به حرمت آنها ملتزم شد بسيار زيادند، به گونهاى كه كنار زدن تماماين موارد از اطلاق، تخصيص اكثر است و تخصيص اكثر هم نابهنجار. و هر خردمندى كه به سبك متعارف سخن مىگويد، اين را نمىپسندد، تا چه رسد به يك حكيم. اين جا روشن مىشود كه ادله حرمت ضرر، پيچيده به قرينهاى