فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
ضعيفترى از اين ظهور طولى در روايتى كه در تفسير عسكرى آمده است نيز وجود دارد، ولى آن روايت از نظر سند اعتبارى ندارد.
٢ - روايت ضمرة بن ابى ضمره است از پدرش از جدش كه گفت: امير المؤمنين(ع) فرمود:
«أحكام المسلمين(جميع أحكام المسلمين) على ثلاثة، شهادة عادلة أو يمين قاطعة، أو سنة ماضية من ائمة الهدى عليهم السلام (أو سنة جارية مع ائمة الهدى «عليهم السلام)».
(تمام احكام مسلمانان سه دستهاند: گواهى عادلانه،ياسوگندى قاطع ويا شيوهاى عملى از ائمه عليهم السلام) (١).
اين روايت با آن كه در كافى وتهذيب وخصال آمده است، از نظر سند ضعيف است؛ چون در سلسله سند آن ابى جميله كذاب(مفضل بن صالح)، وجود دارد ونقل احمد بن محمدبن ابى نصر بزنطى از ابى جميله كه در سند خصال آمدهاست، موجب تاييد او نمىشود، نقل بزنطى از كسى در صورتى مفيد است وموجب تاييد او مىشود كه آن كسمعروف به دروغگويى نباشد ويا دليلى بر جرح او اقامه نشدهباشد، وگرنه، نقل بزنطى از راويى كه معروف به دروغگويى استيا دليل بر جرح او وجود دارد، در بهترين فرض از مواردتعارض وتساقط در وثاقت راوى است.
هم چنين تمام رجال سند بعد از ابى جميله ناشناختهاند ووجود بزنطى در سند نيز، سودى ندارد، زيرا بودن بزنطى در سند براى توثيق كسى مفيد است كه مستقيماً از او نقل كرده باشد نه با واسطه. در ضبط رجال روايت نيز اختلاف هست، در وسائل اين چنيناست: «ابى جميل، عن سليمان بن أبي أويس، عن ضمرة بن أبي ضمرة، عن أبيه، عن جدّه». صاحب وسايل اين سند را ازكافى نقل مىكند در حالى كه در نسخههاى موجود كتاب كافى آن سند اين گونه است: «ابى جميله عن إسماعيل بن أبي إدريس، عن الحسين بن ضمرة بن أبى ضمرة عن ابيه، عن جدّه» (٢)در تهذيب چنين است: «عن أبي جميل عن إسماعيل بن أبي إدريس، عن الحسين بن ضمرة عن ابيه عن جدّه». و در خصال اين گونه است: «عن أبي جميله، عن إسماعيل بن أبي اويس، عن
(١)همان، ص١٦٨، باب ١ از ابواب كيفية الحكم و احكام الدعوى، ح٦.
(٢)تهذيب الأحكام ، ج٦، ص٢٨٧، باب الزيادات في القضاء و الأحكام ، ح٣.