فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - كاوشى در حكم فقهى صابئان مقام معظم رهبرى
الكتاب» بيان كرديم - و در هر صورت اينكه آنان به دين خود وانهاده مىشوند - همانند يهوديان و مسيحيان و زردشتيان - نكتهاى است كه در التزام به آن، گريزى نيست.
و اما نزول كتاب آسمانى بر يحيى (ع) ظاهر آيه شريفه است : {يا يحيى خذ الكتاب بقو } . (١) اگر در دلالت آيه، مناقشه شود كه مراد از «الكتاب»، تورات است و الف ولام، عهد است و در نتيجه آيه دلالت ندارد كه يحيى، داراى كتاب ويژهاى بوده است تا احتمال آن رود كه همان در اختيار صابئان باشد. از سويى، آنچه در اختيار صابئان است و آن را كتاب يحيى مىدانند، تورات نيست تا آنان اهل تورات بشمار روند. بنابر اين، چيزى كه مصحح آن باشد كه آنان اهل كتاب و يا داراى شبهه كتابى بودن هستند، وجود ندارد.
در پاسخ اين اشكال مىگوئيم :
اولا: در اثبات كتاب آسمانى براى يحيى، آيات سوره انعام كفايت مىكند. خداوند بعد از ذكر گروهى از پيامبران و از جمله: زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس، لوط، و... و اينكه آنان برگزيده شده و از سوى خداوند دايت يافتهاند، چنين مىفرمايد :
{اولئك الذين آتيناهم الكتاب والحكم والنبوة } (٢)
ظاهر آيه، آن است كه به هر يك از افراد ياد شده، كتابى مستقل از كتابهاى ديگران داده شده است، به قرينه «الحكم» و «النبوة» و بسيار بعيد مىنمايد كه «الكتاب» در آيه، ناظر به كتاب خاص و يا تورات و انجيل باشد. هم چنين جداً بعيد مىنمايد كه مراد از اعطاى كتاب به پيامبرى از پيامبران، آن باشد كه به عمل به كتاب آسمانى پيامبران پيشين ملزم باشد! و شاهد اين سخن آن است كه نمىتوان گفت به عيسى تورات اعطا شد، با آنكه او تصديق كننده تورات بود و خداوند تورات را به او تعليم كرد و عيسى مامور شد به آن عمل كند ولى در مورد او گفته مىشود: اوتى الانجيل (به عيسى انجيل اعطا شد).
حال بعد از اينكه ثابت شد كه آيه
(١) سوره مريم، آيه ١٢.
(٢) سوره انعام، آيه ٨٩.