فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
باشد و شامل علم حاصل ازعلوم غريبه و نامأنوس نمىشود، هيچ اشكالى وجود ندارد.
دستهاى ديگر از روايات، رواياتى هستند كه برخى از قضاوتهاى امير المؤمنين(ع) رانقل مىكنند، واز آنها بهدست مىآيد كه حضرت در آن قضاوتها به علم خود داورى مىكردهاند، از قبيل روايت ابى صباح كنانى از امام صادق(ع) كه فرمود:
«أتي عمر بامرأة قد تزوّجها شيخ فلمّا واقعها مات على بطنها فجاءت بولد فادعى بنوه انّها فجرت وتشاهد وا عليها، فأمر بها عمر أن ترجم ،فمّر بها علي(ع)، فقالت: يابن عم رسول اللّه(ص) انّ لي حجة، قال: هاتي حجتك، فدفعت اليه كتاباً فقرأه، فقال: هذه المرأة تعلمكم بيوم تزوّجها ويوم واقعها وكيف كان جماعه لها، ردّو المرأة، فلمّا كان من الغد، دعا بصبيان اتراب ودعا بالصبي معهم، فقال لهم: العبوا حتى إذا الهاهم اللعب، قال لهم اجلسوا حتّى إذا تمكنوا صاح بهم فقام الصبيان وقام الغلام فاتّكى على راحتيه، فدعا به علي(ع)وورثه من أبيه وجلد اخوته المفترين حداً، فقال عمر: كيفصنعت؟ فقال: عرفت ضعف الشيخ في تكاة الغلام على راحتيه. (١)»
(زن جوانى را كه به ازدواج پيرمردى در آمده بود، نزد عمر آوردند، هنگامى كه شوهرش با او همبستر شده بود بر شكم زن از دنيا رفته بود، واز زن، فرزند پسرى متولد شد، پسرانآن مرد مدعى شدند كه آن زن عمل منافى عفت انجام داده،وخود بر آن كار گواهى دادند، عمر دستور داد زن سنگسار شود. على(ع) از آنجا گذشت، آن زن گفت: اى پسر عموىرسول خدا(ص) من دليل و برهانى دارم، فرمود: دليلت را ارائه كن. زن نامهاى را به حضرت سپرد و امام(ع) آن راقرائت كرد و فرمود: اين زن شما را از تاريخ ازدواج آن پيرمرد با خود و از تاريخ همبستر شدنش با او و چگونگى آميزش او، آگاه مىكند، او را برگردانيد.
فرداى آن روز كودكان همسال پسر را فراخواند و كودك آن زن
(١)همان، ص٢٠٧، باب ٢١ از ابواب كيفية الحكم و أحكام الدعوى، ح٣.