فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - سخنی در تنظیم خانواده (٢) محمد مؤمن قمى آیت الله
دليل ديگر بر حرمت نازاسازى
گاهى براى حرمت جراحى براى نازاسازى چه دايمى و چه موقت در زن و يا مرد چنين استدلال مىشود كه، اين عمل به گونهاى دست بردن به نظام آفرينش خدا است، در حالى كه خداوند از ابليس حكايت مىكند: {ولامرنهم فليغيرن خلق اللّه } ، (١) و به آنان فرمان مىدهم تاخلقت خدا را دگرگون سازند.» اين آيه، حرمت ايجاد تغيير در كار آفرينش خدا را مىرساند كه كارى است شيطانى. اين دليل نيز قابل خدشه است، و سخنان رهبر معظم انقلاب در اين باره، ما را از بحث در باره دليل ياد شده و پاسخ به آن بى نياز مىكند. (٢)متن عبارت معظمٌ له چنين است: مهمترين مانع اجراى «اصل حليت»، كه مرجع اين مساله محسوب مىشود، - البته، بر فرض اين كه بچه دار شدن ذاتا واجب نباشد - دو چيز است :
١ - آيه: {ولامرنهم فليغيرن خلق اللّه } ، معناى آيه اين است :ايجاد هرگونه دگرگونى در ساختار پيكر انسان، خواه در برون بدن و خواه در درون آن ممنوع است، حال اين دگرگونى به طور مطلق باشد يا در صورتى كه موجب زيان و زشتى آفرينش و يا از كار افتادن يكى از نيروهاى جسمانى شود.
البته، به استثناى آن دليل كه آشكارا بر روا بودن و يا واجب بودن آن دلالت دارد.
٢ - اين كه از ميان برداشتن ضرر بر نفس واجب است، به اين دليل كه بستن رحم، كه موجب قطع نسل مىشود، از بارزترين مصاديق ضرر زدن به نفس است.
ما بر هر كدام از اين دو دليل ايراد داريم: اما دليل اول، به گونهاى فشرده بايد گفت: بديهى است كه آيه شريفه، در صدد آن نيست كه هرگونه دگرگونى در آفرينش را تحريم كند، زيرا اگر چنين باشد ناگزير بايد دگرگونى در ساختار حيوان و جماد نيز حرام باشد، چرا كه دليلى ندارد كه حرمت ويژه انسان باشد و من تصور نمىكنم كه كسى بدان ملتزم گردد. بلكه كمترين چيزى كه
(١) سوره نساء، آيه ١١٩.
(٢)براى دريافت چگونگى استدلال و پاسخ آن، از ديدگاه ما به آنچه در اين زمينه در مسأله «ترقيع» نوشتهايم، رجوع كنيد.