فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٨ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
قرينه سوم: دو جمله قبل از جمله محل بحث
قبل از جمله «فما استمتعتم...» دو جمله ديگر وجود دارد:
١. أن تبتغوا بأموالكم.
٢. محصنين غَير مسافحين.
اين دو جمله به ازدواج موقت اشاره دارند و بيان مىكنند كه مراد از «استمتاع»، ازدواج متعه و عقد بستن با زنى به صورت ازدواج موقت است.
از جمله اوّل استفاده مىشود كه در صدد بيان ازدواجى است كه با مال به دست مىآيد و مال هم(كه همان مهريه باشد) نقشى بزرگ در اين ازدواج دارد؛ به طورى كه اگر نباشد، آن ازدواج باطل مىشود. اين ازدواج چيزى نيست جز ازدواج متعه كه در تعريف آن گفته شده است: «ازدواجى است با زمان و مهر معين». بنابراين مهريه در ازدواج موقت، ركن است و اگر مهريه نباشد، متعه باطل است، (٣١) برخلاف ازدواج دايم كه ذكر مهريه در آن واجب نيست.
خداوند مىفرمايد:
{لا جُناح عليكم ان طلقّتم النساء ما لم تمسّوهن أو تفرضوا لهنّ فريضةً } (٣٢)؛
اگر زنان را قبل از آميزش يا تعيين مهر، طلاق دهيد، گناهى بر شما نيست.
از اين رو گفتهاند كه ذكر مهريه در ازدواج، مستحب است؛ زيرا هنگامى كه پيامبر(ص) ازدواج مىكرد يا دختران خود و ديگران را تزويج مىنمود، در عقدشان از مهريه نام مىبرد و عقد را بدون ذكر مهريه جارى نمىكرد. (٣٣)
در جمله دوم، خداوند قبل از امر به عقد متعه تأكيد مىكند كه طرفين ازدواج بايستى پاك دامن باشند و نيت زنا نداشته باشند و از آنجا كه عقد متعه گاهى از مسير صحيحش
(٣١) پيشتر گفتيم كه اگر در ازدواج موقت، يادى از مهريه نشود و يا فراموش گردد آن عقد، باطل است. بنابراين ازدواج موقت يكى از روشنترين مصاديق اين سخن خداوند است:
(٣٢) بقره، آيه ٢٣٦.
(٣٣) المغنى، ج٧، ص١٣٦.