فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - ولايت الهى و حكومت اسلامى(٢) آیة الله محمد مؤمن قمى
نخواهى يافت.
پس به على(ع) فرمود: بايست كه من پسنديدم پس از من امام و هادى باشى.
پس على ايستاد در حالى كه درد چشم داشت و براى چشمانش از دردى كه مىكشيد مداوايى را جستجو مىكرد.
سپس بهترين مردم با آب دهانش او را مداوا كرد، مبارك باد آن شفا يافته و آن شفا دهنده.
دلالت اين حديث بر ابلاغ ولايت على بن ابى طالب(ع) در روز غدير واضح است، ضميمه كردن شعر حسان بن ثابت در ادامه روايت كه همان خلاصه كلام رسول خداست، قرينه روشنى بر دلالت روايت نسبت به اداره امر امت و تكفّل امور ايشان از معناى ولايت، مىباشد. همان گونه كه مولا بودن خداوند متعال نسبت به مردم و نيز امام و هادى، بودن على (ع) اقتضاى چنين مقامى را دارد.
٣.ما رواه الصدوق ايضاً في اماليه باسناده عن أبي هريرة، قال: من صام يوم ثمانية عشر من ذي الحجّة كتب اللّه له صيام ستّين شهراً و هو يوم غدير خمّ لمّا أخذ رسول اللّه(ص) بيد عليّ بن أبى طالب(ع) و قال: ألست أولى بالمؤمنين؟ قالوا: نعم يا رسول اللّه، قال: من كنتُ مولاه فعليّ مولاه، فقال له عمر: بخٍّ بخٍّ لك يابن أبي طالب أصبحت مولاي و مولى كلّ مسلم، فأنزل اللّه عزّوجلّ: {اليوم أكملت لكم دينكم } ؛ (١١)
شيخ صدوق در امالى از ابو هريره نقل كرده است:
هركس روز هيجدهم ماه ذى الحجه را روزه بگيرد، خداوند ثواب شصت ماه روزه را براى او بنويسد و آن همان روز غدير خم، يعنى زمانى است كه رسول خدا(ص) دست على بن ابى طالب(ع) را گرفت و فرمود: آيا من سزاوارتر از مؤمنين به خودشان نيستم؟ گفتند: بله اى رسول خدا(ص). بعد فرمود: هركس من مولاى او هستم، على مولاى اوست. سپس عمر با تبريك به على(ع)
(١١)امالى،مجلس ١،ص ٢٣٤؛ بحارالانوار،ج٣٧،باب اخبار الغدير،ص ١٠٨،ح١.