قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٦٨
معناى مطلق عقوبت استعمال شده است. به همين دليل، صاحب وسائل، اين روايت
و تعدادى ديگر را كه همانند اين روايتاند تحت عنوان «باب انّ كلّ من خالف الشّرع
فعليه حدّ أو تعزير» آورده است.
٤- در صحيحه عبد الرحمن بن حجاج آمده است: «اذا أخذ الرجلين فى لحاف واحد ضربهما حدا ثم قال: غير سوط؛ [١] هرگاه حضرت امير
المؤمنين على (ع) مطلع مىشدند كه دو مرد زير يك لحاف خوابيدند
بر آنان حد جارى مىساخت.
سپس
افزودند: مقدار كمتر
از يك تازيانه» (يعنى ميزان
آن ٩٩ ضربه بود). در اين روايت مقصود از حدّ، تعزير است.
٥- در صحيحه سماعة درباره شاهد ناحق آمده است: يجلدون حدا ليس له وقت، فذلك الى الامام.
در اين بيان نيز روشن است كه حدّ بدون تعيين كه موكول به نظر امام
است، همان تعزير اصطلاحى است.
٦- درباره كسى كه گوشت خوك را آماده كرده بود كه بخورد و مواجه با نهى
شديد امام على (ع) شد، حضرت فرمودند: «لو انّك أكلته لأقمت عليك الحدّ؛ [٢] اگر اين گوشت را
خورده بودى، تحقيقا تو را كيفر نموده، حدّ را جارى مىساختم.»
روشن است كه در اين بيان، مقصود از حدّ تعزير است؛ زيرا خوردن گوشت
خوك كه يكى از محرمات است جز فسق اثر ديگرى ندارد و اين امر مستوجب تعزير خواهد
بود.
٧- درباره مقاربت در حال حيض نيز آمده است كه محمد بن مسلم از امام باقر
(ع) سؤال كرده است كه اگر مردى كه با زوجهاش در
حال حيض مقاربت كند، آيا حدى بر او جارى مىشود؟ امام فرمودند: «نعم، خمس و عشرون سوطا، ربع حدّ
الزّانى ...؛ [٣] آرى، بيست و پنج تازيانه، يك چهارم حد زانى.»
٨- حضرت امام موسى بن جعفر (ع) در روايتى مىفرمايند: «اصحاب الكبائر كلّها اذا أقيم عليهم الحدّ مرّتين قتلوا
فى الثّالثة؛ [٤] مرتكبين
كبائر، همه آنان، وقتى دو بار حد بر آنان جارى
[١] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٦٤.
[٢] همان، ص ٥٨٠.
[٣] همان، ص ٥٨٦.
[٤] همان، ص ٣١٤.همچنيننك: همان، باب ششم،حديث شماره ١؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٤،ص ٧٢؛