قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٦٧
مىرسد در زمان وى، معناى آن عام بود؛ زيرا امام (ع) به اين استعمال
او ايرادى وارد نكرد و قائل به تفصيل نشد.
٢- «عن الحلبى عن ابى عبد اللّه (ع) قال: أن فى كتاب على (ع) انه كان
يضرب بالسوط و بنصف السوط و ببعضه فى الحدود، و كان اذا أتى بغلام و جارية لم
يدركا، لا يبطل حدا من حدود اللّه-
عزّ
و جلّ- قيل له: و كيف كان يضرب؟ قال كان يأخذ السوط بيده من
وسطه او من ثلثه، ثم يضرب به على قدر أسنانهم و لا يبطل حدا من حدود اللّه عزّ و
جلّ؛ [١]
در كتاب حضرت على (ع) آمده است كه ايشان در مقام اجراى حدود با
تازيانه كامل يا نصف آن و يا بعض آن، اجراى مجازات مىكردند. همچنين هرگاه پسر بچه
يا دختر بچهاى را كه به سن بلوغ نرسيده و مرتكب اعمال ممنوعه مىشدند نزد ايشان
مىآوردند، مجازات الهى را دربارهى آنان نيز به اجرا در مىآوردند و هرگز حدود
الهى را معطل نمىگذاشتند. پرسش شد كه اطفال و صغار را چگونه با تازيانه مىزدند؟
حضرت (ع) فرمودند: تازيانه را از وسط يا از ثلث آن گرفته، آنگاه به
تناسب سنّ اطفال آنان را مجازات مىنمود. در هر حال، حدود الهى را ابطال نمىكرد.»
همان طور كه ملاحظه مىكنيد در اين روايت در رابطه با مجازات اطفال
بزهكار نيز لفظ حدّ استعمال شده است؛ در حالى كه صغار بزهكار هرگز مجازات معين
شرعى (حد) ندارند؛ بلكه مجازات آنان تعزيرى است. بنابراين، حدّ در اين روايت يا به
معناى مجازات غير معين (تعزير) است و يا به معناى مطلق عقوبت؛ كه درباره بزرگان،
معين و درباره اطفال، تعزير است.
٣- «عن ابى عبد اللّه (ع) قال: قال النبى (ص) لسعد بن عبادة: أن اللّه جعل لكل شىء حدا و جعل على كل من تعدّى حدا من حدود اللّه
عزّ و جلّ، حدا ...؛ [٢]
پيامبر اكرم به سعد بن عباده فرمود: «خداوند براى هر چيزى حدّ و مرزى
قرار داده و همچنين بر هر كسى كه از حدّى از حدود الهى تجاوز نمايد، مجازاتى مقرر
داشته است.»
روشن است كه حدّ در بخش اول روايت به معناى لغوى و در بخش پايانى آن
به
[١] وسائل الشيعة، ج ١٨، صص ٣٠٧، ٣٠٨.
[٢] كلينى، فروع كافى، ج ٧، بابالتحديد، ص ١٧١.