قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٤
ظلمانى قرون وسطى مىگذشت و مقدر بود تا اروپا كه زير سيطره مسيحيت بسر مىبرد، نهصد سال ديگر با اين تيرگىها دست به گريبان باشد. [١]
در اين دوران، نه تنها انسانها حقوقى نداشتند و با آنها چون بردگان رفتار مىشد، از مساوات و برابرى نيز خبرى نبود. احقاق حق در قبال زورمندان و آزمندان و آباء كليسا و سخن گفتن عليه مصالح آنان، مجازاتى در حد شمع آجين شدن يا سوختن در خرمن آتش داشت.
ميزان تشخيص درجه گناهكارى و اثبات جرم، بدون اتكاء به ادله اثباتى يا منطقى، بر معيار قيافهشناسى و عيب و نقص ظاهرى بدن انجام مىشد. چه بسا بىگناهانى كه بر اثر نقص جسمانى يا عدم هماهنگى اندام بدن، در آتش مجازات سوختند يا به زندانها و سياهچالها افكنده شدند تا زندگى تيره خود را در آنجا سپرى سازند. نام كازيميدو بر ديواره سنگى باستيل- كه انگيزه نوشتن كتاب عتابآميز ويكتور هوگو به نام كوژپشت نتردام شد- در حقيقت فريادى عليه اين نوع قضاوت و داورى بود.
متأسفانه مبانى اين نوع قضاوت كه هيچ نوع منشأ عقلى و انسانى نداشت، در كتاب انسان مجرم چزاوه لومبروزو، به اصطلاح جرمشناس و طبيب ايتاليايى (١٨٣٥- ١٩٠٥)، شكل پذيرفت و سالها ملاك قضاوت و ميزان عدالت قرار گرفت.
شيوه اردئال حتى تا قرن ١٤ ميلادى، يعنى هفت قرن پس از ظهور اسلام، در اروپا ادامه داشت. شيوه اردئال عبارت است از: «آزمايش الهى». آنان معتقد بودند كه خداوند بىگناه را از طريق غيبى نجات خواهد داد. شيوه مزبور به گونههاى مختلف انجام مىشد؛ از جمله آنكه متهم را به آب مىافكندند، چنانچه آب او را بيرون مىانداخت مقصر بود و اگر در خود فرو مىبرد او را با طنابى كه به دست او بسته بودند بيرون مىكشيدند و تبرئه مىشد.
طريق ديگر اين بود كه آهن گداخته را به دست او مىدادند كه آن را به مسافت ٩ فوت حمل كند. اگر دست او عفونت نمىكرد بىگناه بود و اگر عفونت مىكرد مقصر شناخته مىشد. [٢]
[١] قرون وسطى دورهاى ميان تاريخ قديم و تاريخ جديد است كهابتداى آن، حدود سال ٤٧٦ و پايانآن ١٤٥٠ تا ١٥٠٠ م. است.
[٢] Law Made Simple, P ٩.