ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - داستان اصحاب جمل
هم پاسخى نداد و گفت برويد طلحه را ملاقات كنيد . آمدند نزد طلحه و او را خشنتر و مقاومتر و داراى تصميم قوىتر در برانگيختن فتنه و شعله ور ساختن آتش جنگ ديدند .
لذا به طرف عثمان بن حنيف برگشتند و خبر از آنچه كه گفته بودند و شنيده بودند ، دادند . در اين گفتگوها حتى يك جملهء قابل قبول از طلحه و زبير ديده نمى شود .
مسئلهء ششم
مسئلهء ششم - وقتى كه اصحاب جمل در نزديكى بصره به مربد رسيدند ، مردى از قبيلهء بنى جشم برخاست و گفت : اى مردم ، منم فلان كس جشمى [ نام خود را گفت ] اين مردم ( اصحاب جمل ) از مكانى آمدهاند كه پرنده و وحشى و درّنده در آنجا در امن و امانند .
اگر آنان براى مطالبهء خون عثمان آمدهاند ، كسانى ديگر غير از ما خون او را ريختهاند .
اى مردم از من اطاعت كنيد و آنان را به همان جا برگردانيد كه از آنجا آمدهاند ، اگر چنين كارى را انجام ندهيد ، از جنگى گزنده و فتنه اى كور كه چيزى را به حال خود نخواهد گذاشت سالم نخواهيد ماند .
مسئلهء هفتم
مسئلهء هفتم - آن دو شيخ ( طلحه و زبير ) بيعت كرده بودند و تعهد الهى به پذيرش خلافت على ( ع ) داده بودند . طلحه و زبير براى به دست آوردن مقام و مال و منال چند روزهء دنيا در صدد انكار آن برآمدند و گفتند : ما با اكراه با على ( ع ) بيعت كرده بوديم . آيا اين انكار از نظر فقهى و سياسى مسموع است مسئلهء هشتم
مسئلهء هشتم - عايشه مى گويد : عثمان امورى را در اسلام تغيير داد و تبديل نمود ، سپس همواره خطاهاى خود را با توبه مى شست تا اين كه او را مظلوم كشتند كاش در اين جملات با اهميتترين عللى كه هجوم كنندگان به عثمان منظور نموده بودند ، توضيح داده مى شد ، همچنين لازم بود كه نتيجهء تكرار و تعدد توبه مورد توجه قرار مى گرفت كه در مردم اطمينانى براى عمل دائمى زمامدار [ كه هرگز منحرف نخواهد گشت ] باقى نمى گذاشت و باعث شدت امر مى گشت .
مسئلهء نهم
مسئلهء نهم - اصرار و تأكيدى كه طلحه و زبير براى خونخواهى عثمان داشتند ، چند