ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - داستان اصحاب جمل
بسازد . خداوندا ، تو مى دانى كه من حقيقت امر را به اين دو مرد متذكر شدم و براى آن دو عذرى در ارتكاب خطايى كه در پيش گرفتهاند ، نمانده است . سپس عثمان بن حنيف به اصحاب جمل حمله كرد و جنگى سخت ميان آنان در گرفت . سپس از يكديگر جدا شدند و قرار گذاشتند صلحنامه اى ما بين خود بنويسند .
صلحنامه به ترتيب زير نوشته شد : « اينست مواد صلحى كه عثمان بن حنيف انصارى و كسانى كه با او هستند از مؤمنان از شيعه امير المؤمنين على بن ابي طالب ( ع ) با طلحه و زبير و كسانى از مؤمنين و مسلمانان كه با آن دو و از پيروان آنان مى باشند : ١ - براى عثمان بن حنيف است كه حكومت نشين و رحبه و مسجد و بيت المال و منبر در اختيار او باشد .
٢ - براى طلحه و زبير و همراهان آنهاست كه هر جايى را از بصره براى فرود آمدن در آن ، انتخاب كنند .
٣ - هيچ يك از طرفين نبايد ضررى در راه و در پيرامون درها و بازار و مدخل چشمه سارها و رودخانه و ديگر مرافق [ عمومى ] برسانند ، تا امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام حاضر شوند ، پس اگر بخواهند در آن چه كه امت اسلامى داخل شده است ، وارد شوند و اگر خواستند هر كسى به آنچه كه مى خواهد ملحق شود چه جنگ بخواهد يا صلح ، بيرون برود يا در همين جا اقامت كند .
٤ - دو گروه با اين صلحنامه كه نوشته شد ، عهد و پيمان خداوندى مى بندند مانند شديدترين عهد و پيمانى كه خداوند با يك پيامبر بسته است .
اين نامه مهر شد و عثمان بن حنيف برگشت تا وارد عمارت حاكم نشين شد و به يارانش گفت : خداوند شما را رحمت كناد نزد خانواده تان برگرديد و اسلحه را بر زمين بگذاريد و زخمى ها را مداوا كنيد . چند روز به همين منوال توقف نمودند . [١]
[١] . همين مأخذ ، ص ٣١٩ .