ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - تفسيرى مختصر در بارهء گرفتن و رها كردن حق
مى زند ، حضرت از وى سؤال كرد : اى فرزند عباس ، اين كفش به چند مى ارزد ابن عباس عرض كرد : يا امير المؤمنين ، ارزشى ندارد . آن حضرت فرمود : « ارزش اين كفش از زمامدارى كه بر شما دارم بالاتر است مگر اين كه حقى را احقاق نمايم و باطلى را از بين ببرم » كدامين خردمند آگاه از تاريخ زندگى امير المؤمنين عليه السلام مى تواند بگويد : اين بىارزشى زمامدارى براى على ( ع ) تنها در همان روزى كه وارد ذى قار بصره شد ثابت شده بود سپس ابن ابى الحديد مى گويد : « اماميّه گفتهاند : اين سخن ناشايست را در روز سقيفهء بنى ساعده ، ابو عبيدة بن الجراح گفته است و روايت اولى آشكارتر و مشهورتر است » [١] به نظر مى رسد با توجه به اين كه سعد بن ابى وقّاص ناقل جملهء « يا على ، نسبت تو با من ، نسبت هارون با موسى عليهما السلام است » از پيامبر اكرم ( ص ) است ، نسبت دادن آن سخن ناشايست به او بسيار بعيد است ، لذا مى توان گفت : نسبت دادن اين جمله به ابو عبيدة بن الجراح صحيحتر به نظر مى رسد ، مخصوصا با توجه به اين كه معمولا ابو عبيده در امثال اين موارد ، جانب غير على ( ع ) را مى گرفت . معروف است كه زمامدار دوم موقع رفتن از دنيا مى گفت اگر ابو عبيده زنده بود ، من خلافت را به او مى سپردم و در نزد خدا مى گفتم : من امر زمامدارى را به امين اين امت سپردم .
٩ - ثمّ قالوا : ألا إنّ في الحقّ أن تأخذه ، و في الحقّ أن تتركه ( سپس گفتند حق آنست كه مى توانى آنرا بگيرى و مى توانى دست از آن بردارى ) .
تفسيرى مختصر در بارهء گرفتن و رها كردن حق در بارهء معناى جملهء فوق احتمالاتى وجود دارد كه شايستهء تحقيق و بررسى مى باشند .
احتمال يكم - اين كه آنان ادّعا كردند كه صاحب حق آنان هستند و لازم است كه
[١] . مأخذ مزبور .