ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - تفسير عمومى خطبهء صد و هفتاد و يكم
( كجا است وارسته مردى از حافظان اصول انسانى و ارزشها كه از سقوط مردم جامعهء خويش جلوگيرى كند و آن كه در هنگام نزول سختىها با غيرت و مردانگى براى مرتفع ساختن آن شدايد در حوادث فرو رود اى مردم ، ننگ و عار را پشت سرداريد و بهشت را پيش رويتان ) .
گلهاى زيبا و عطر افشانى كه در گلستان اسلام با باغبانى على بن ابي طالب ( ع ) سر برآورده و شكفته بودند ، در مدت زمانى اندك ، با بادهاى خزانى كه از دماغ هوى پرستان خودكامه در آن گلستان وزيدن گرفته بود ، پژمردند و در گلزار آن سوى طبيعت سربرآورده و به روزگار وصل خويش رسيدند .
درست است كه امير المؤمنين عليه السلام اين سخنان را در موقع تصميم و اقدام به مبارزه با قاسطين منحرف ( معاويه و معاويه پرستان شام ) در صفين فرموده است ، ولى تا آن موقع نيز عدهء بسيار مهمى از آن رادمردان الهى كه پيرامون او را گرفته بودند يا با مرگ قانونى يا از راه شهادت در جنگ جمل و غير آن راهى پيشگاه خدا شده بودند ، لذا ممكن است منظور آن بزرگوار آن ياران عزيزش بودند كه آنان را از دست داده بود و گاهگاهى به ياد آنان مى افتاد . چنانكه چند روز پيش از شهادتش از عده اى با كمال تأسف و ناله ياد كرد و گريست . و ممكن است منظور آن حضرت مردان وارسته و انسانهاى بزرگى بوده كه هنوز از چشمه سار حيات برخوردار بودند مانند عمار بن ياسر ، مالك اشتر و غير آنان و همچنين با اين جملات مى خواست لشكريان خود را تشويق و تحريك به اتصاف با صفات مزبور فرمايد .
ننگ و عار را پشت سر داريد و بهشت را پيش رويتان اگر در اين مبارزه سست عنصرى بورزيد و طمع مال و منال دنيا و ثروت اندوزى و پيروزى براى به دست آوردن مقام و غير آن ، شما را از جدّيّت و تلاش نهايى براى