ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - انسان به عنوان با عظمتترين مخلوق خداوندى ، داراى با عظمتترين مسئوليت است
آرى ، بيان چنان حقيقت لطيفى تنها از او ساخته است ، زيرا هويت درخت زندگى براى او آشكار بود ، لذا طعم ميوهء آنرا كه مرگ است ، به خوبى چشيده بود . تفسيرى كه براى كيفيت خاصّ مرگ براى هر يك از افراد بشرى به نظر مى رسد ، اينست كه بدانجهت كه زندگى هر يك از افراد بشرى با نظر به هزاران خصوصيات عضوى داخلى و خارجى و مختصات روانى ، مذهبى ، اخلاقى و رسوبات تأثير از حقوقها و فرهنگها و همچنين اندوختههاى حافظه اى و طرز تفكرات و فعاليتهاى عناصر درونى و هدفگيرىها و غير ذلك يك حقيقت مخصوص با طعمى مخصوص و علايقى مشخص مى باشد ، لذا مرگ هر كس به علاوهء پديدههاى عام آن براى همهء انسانها ، داراى كيفيت خاصى نيز مى باشد ، به قول مولوى :
< شعر > مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن ، دشمن و بر دوست ، دوست آنكه مى ترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترساند از آن هوش دار روى زشت توست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ برگ < / شعر > اين احساس خصوصيت در پديدهء مرگ را ، در يك درجهء بسيار بالا ، در خدايابى شخصى هم مى توان شهود كرد . سعدى مى گويد :
< شعر > چنان لطف او شامل هر تن است كه هر بنده گويد خداى من است < / شعر > ١١ ، ١٢ - إتَّقُوا الله فى عِبادِه وَبِلادِه ، فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقاعِ وَالْبَهائِم . أَطيِعُواْ الله وَلا تَعْصُوه وَإِذا رِأَيْتُمُ الْخَيْرَ فَخُذُوا بِه ، وَإِذا رَأَيْتُمُ الْشَّرَّ فَأَعْرِضُوا عَنْه ( براى خدا تقوى بورزيد ، زيرا شما در بارهء بندگان و شهرها و اراضى و جانداران مسئوليد . . . ) انسان به عنوان با عظمتترين مخلوق خداوندى ، داراى با عظمتترين مسئوليت است