ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - چشمان ظاهرى از ديدن خدا ناتوانند
نظامى گنجوى كه ذيلا آن را بيان خواهيم كرد و اگر قابل تأويل نباشد ، بايد آن را كنار بگذاريم .
نظامى گنجوى مى گويد :
< شعر > مطلق از آنجا كه پسنديد نيست ديد خدا را كه خدا ديد نيست ديدنش از ديده نبايد نهفت كورى آن كس كه به ديده نگفت ديد پيمبر نه به چشمى دگر بلكه بدين چشم سر اين چشم سر [١] < / شعر > با اين حال نظامى ابياتى دارد كه مى توان از آنها براى تأويل نظر وى در بارهء ديدن ظاهرى خدا بهره بردارى نمود . او مى گويد :
< شعر > ديدن آن پرده مكانى نبود رفتن آن راه زمانى نبود هر كه در آن پرده نظرگاه يافت از جهت بىجهتى راه يافت [٢] ديدن او بىعرض و جوهر است كز عرض و جوهر از آن سو تر است < / شعر > [٣] و نيز مى گويد :
< شعر > روشنى پيش اهل بينايى نه به صورت ، به صورت آرايى [٤] < / شعر > اين ابيات با صراحت كامل ديدن خدا را با چشم ظاهرى تأويل مى نمايد ، ولى اگر درست دقت كنيم ، به جهت صراحتى كه سه بيت اول در ديدن خدا با چشم ظاهرى و تأكيد بر روى آن دارد ، ميان آنها نوعى تضاد ديده مى شود كه شخصيتى مانند نظامى
[١] . مخزن الاسرار ، نظامى گنجوى ، ص ٩ ، بيت ، ٤ تا ٦ .
[٢] . همين مأخذ ، بيت ٧ و ٨ .
[٣] . همين مأخذ ، بيت ٣ .
[٤] . هفت پيكر ، نظامى ، ص ٢ ، بيت ٧ .